بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
431
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
تصرف آمده كه آن را فىء گويند و انفال نيز گويند قسمت مذكور درين نميرود بلكه آن مخصوص پيغمبر است و مفوض برأى او صلوات اللَّه عليه و آله چنانچه رئيس المحدثين رضى اللَّه عنه تصريح كرده « و اما ما رجع اليهم من غير ان يوجف عليه بخيل و لا ركاب فهو الأنفال هو للَّه و للرسول خاصة ليس لاحد فيه شركة و انما جعل الشركة فى شىء قوتل عليه » يعنى و اما آنچه برگشت بسوى رسول و اوصيا بىآنكه دوانيده شود بر آن اسبان و شتران سوارى لشگر پس آن داخل انفالست و آن از خداى تعالى و رسول اوست تنها و نيست مر احديرا در آن شركتى و نصيبى و جز اين نيست كه گردانيده شده شركت در چيزى كه جنگ كرده شده بر سر آن و آيهء « ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَما أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَ لا رِكابٍ » دلالت برينمعنى دارد و در ترجمه تصريح برين شد ليكن آيهء « ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى » تا آخر كه عطف بيان وَ ما أَفاءَ اللَّهُ سابقست و ازينجهت حرف عطف در ميان نيامده دلالت دارد بر اينكه مالى كه بدون مقاتله بدست آمد آن نيز بطريق غنيمت منقسم مىشود و بنا برين تنافى بين الآيتين ظاهر است مگر آنكه گفته شود كه حكم اين آيه منسوخ شده و يا آنكه اين قسمت بطريق تفضلست به اين معنى كه حق تعالى امر كرده بر پيغمبر خود كه اگر چه اموالى كه بدون جنگ و جدال بضبط تو درآمد آن مال تست و احدى بطريق مالكيت شريك تو نيستند اما تو ميتوانى كه بطريق تفضل و احسان حصّهء از آن اموال را در اطعام اقربا و مساكين و ايتام و ابناء سبيلى كه خويشان تو باشند صرف نمايى و حاصل كلام اينست كه آن اموال مخصوص تست و صرف كردن آن مفوض برأى صواب نماى تو . على بن ابراهيم نقل كرده كه حضرت از اموال بنى النضير سهل بن حنيف و ابو دجانه را كه اظهار احتياج كردند و از انصار بودند حصّه بخشيد و شيخ امين الدين طبرسى سه كس از انصار را مذكور ساخته كه سومين ايشان حارث بن صمه است و بعضى گفتهاند كه فىء در آيهء