بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
400
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
« الرهبانية لا يستقيم حملها على جعلنا لان ما يبتدعوهم لا يجوز ان يكون مجعولا للَّه » حاصل كلامش اينست كه هر گاه حق تعالى فرموده باشد كه رهبانيت از جملهء بدعتهاى تابعين عيسى است و ايشان اختراع آن كردهاند بدون آنكه ما فرض آن كرده باشيم بر ايشان بنا برين جايز نيست كه رهبانيت منصوب به جعلنا سابق باشد تا مجعول خداى تعالى شود و خداى تعالى آن را پيدا كرده باشد درين صورت مبناء كلام شيخ بر امتناع مقدور بين القادرين نيست زيرا كه كلام شيخ تمام است اگر چه مقدور بين القادرين جايز باشد و فخر رازى كلام شيخ را به اين معنى حمل كرده و بعد از نقل كلام شيخ ايراد كرده كه « اقول هذا الكلام انما يتم لو ثبت امتناع مقدور بين القادرين و من اين يليق بابى على ان يخوض فى امثال هذه الاشياء » إِلَّا ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللَّهِ استغناء منفصل است يعنى ليكن ايشان ابداع كردند رهبانيت را به جهت طلب خوشنودى خداى تعالى فَما رَعَوْها حَقَّ رِعايَتِها پس رعايت نكردند ايشان رهبانيت مبتدعهء خود را چنانچه سزاوار رعايت بود عبد اللَّه بن مسعود روايت كند كه روزى رديف حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و إله بودم مرا گفت دانى كه بچه سبب بنى اسرائيل ابتداع رهبانيت كردند ؟ گفتم خداى تعالى و رسول او داناترند فرمود كه بعد از عيسى جمعى جباران بر ايشان مسلط گشتند و افشاء معاصى و فسق كردند اهل ايمان از روى غضب با آنها در مقام مقاتله در آمدند و منهزم شدند تا آنكه سه مرتبه با جبابره جنگ و جدال نمودند و اكثرى كشته گشتند و معدودى چند ماندند و گفتند كه اگر ما بعد ازين با جباران در مقام مقاتله و نزاع در آئيم همهء ما كشته خواهيم شد و كسى كه عبادت خداى تعالى كند يافت نخواهد شد بهتر آنست كه متفرق شويم و در شعوب جبال جا گيريم تا آنكه حقتعالى پيغمبرى را كه بعيسى وعده داده مبعوث گرداند پس احداث رهبانيت كردند و چون من مبعوث شدم بعضى به من ايمان آوردند و بعضى كافر شده بر تثليث قائل شدند پس هر كه ايمان به من آورد رعايت رهبانيت مبتدعهء خود كرد و هر كه ايمان نياورد رعايت آن چنانچه حق ( ج 4 : 25 )