بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

372

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

أَ فَبِهذَا الْحَدِيثِ أَنْتُمْ مُدْهِنُونَ آيا پس بدين سخن كه قرآنست شما مداهنه ميكنيد و تكذيب مينمائيد وَ تَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ اى شكر رزقكم أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ يعنى و ميگردانيد شما شكر روزى خود را اينكه تكذيب آن ميكنيد ؟ حاصل كلام آنكه چون حق تعالى به شما روزى دهد بايستى كه در برابر آن شكر الهى را بجا بياريد و بازاى شكر شما تكذيب آن مينمائيد و مىگوييد كه اين روزى از جانب اللَّه بما نرسيده بلكه بسعى خود يا از امرى ديگر به ما رسيده و بنا بر اين اين آيه در توصيف قرآن نيست و ميتوان معنى را چنين گفت كه و مىگردانيد شما بدل شكل رزق شما را كه قرآن است اينكه تكذيب آن مىنمائيد و مىگوييد كه آن شعر و سحر و كهانتست ؟ ابو عبد الرحمن سلمى از حضرت امير المؤمنين عليه السلام روايت كرده كه آن حضرت در حين قراءت سوره واقعه اين آيه را چنين ميخواند كه « و تجعلون شكركم انكم تكذبون » و ميفرمودند كه حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله و سلم نيز چنين تلاوت ميكردند و عريان چون باران را مى - ديدند ميگفتند « مطرنا بنوء كذا » يعنى باران براى ما باريد بواسطه طلوع فلان ستاره يا سقوط فلان ستاره يا مقابله فلان ستاره با ستاره يكى پس حق تعالى آيه « و تجعلون شكركم انكم تكذبون » را نازل گردانيد به اين معنى كه مىگردانيد بدل شكر اين باران را كه از جانب اللَّه بشما رسيده اينكه تكذيب ميكنيد آن را كه از جانب اللَّه نيست و قاضى ناصر الدين بيضاوى در معنى اين قراءت گفته كه اى و تجعلون شكركم لنعمة القرآن انكم تكذبون به اى لقولكم فى القرآن انه سحر و شعر اگر چه اين تفسير مناسب مقام هست اما موافق مضمون حديث مذكور نيست و فى جوامع الجامع عن على عليه السلام انه برا و تجعلون شكركم و روى عن الباقر و الصادق عليهما السلام فَلَوْ لا إِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ كلمه لولا به معنى هل است يعنى پس چرا چون نفس برسد بگلو در وقت احتضار وَ أَنْتُمْ حِينَئِذٍ تَنْظُرُونَ و حال آنكه شما درين هنگام نظر ميكنيد به حال آن محتضر اين خطاب بر آن جماعتست كه در اطراف محتضر حاضر ميباشند وَ نَحْنُ أَقْرَبُ