بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

283

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

من نيز با شما از جمله منتظرانم چنانچه شما انتظار ريب منون مىكشيد من نيز نزول بلائى و عذابى براى شما مىكشم أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلامُهُمْ بِهذا آيا امر مىكند ايشان را عقلهاى ايشان به گفتن اين نوع سخنان متناقص زيرا كه كهانت لازم دارد عقل را و جنون لازم دارد زوال عقل را و همچنين گفتن شعر در غايت فصاحت با جنون جمع نمىشود و چون قريش صاحب احلام و عقل بودند چنانچه گفته‌اند كه « لم يكن فى الدنيا احلم من قريش و اعقل منهم » پس عقل ايشان امر به گفتن اين سخنان متناقص نكرده أَمْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ آيا ايشان جمعى سركش و گردنكشند أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بلكه آيا مىگويند كه از خود گفته است محمد قرآن را و قرآن ساخته و پرداختهء اوست اينچنين نيست زيرا كه ايشان مىدانند كه قرآن با اين فصاحت و اخبار و اقوال ما تقدم گفتهء مخلوق نيست بَلْ لا يُؤْمِنُونَ بلكه ايشان ايمان نمىآورند و اصرار بر عدم ايمان باعث برين قول گرديده فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ جواب شرط محذوفست به اين تقدير كه « فان قالوا اختلقه فليأتوا بحديث مثله » يعنى اگر ايشان بگويند كه قرآن اختراع كردهء پيغمبر است و نسبت آن بخداى تعالى دروغست پس بايد كه بيارند ايشان سخنى مانند آن إِنْ كانُوا صادِقِينَ اگر باشند راست گو درين كه قرآن را از خود مىتوان گفت و محتملست كه فليأتوا جزاى إِنْ كانُوا صادِقِينَ باشد كه مقدم شده بر آن و تقدم جزا بر شرط جايزست و حديث اهل بيت عليهم السلام مؤيد آنست يعنى اگر ايشان راست گو باشند درين كه قرآن گفتهء پيغمبرست پس بايد مثل آن سخنى بيارند و چون جميع فصحا و بلغا از اتيان مثل آن عاجز و قاصرند معلوم شد كه آن كلام خالقست نه مخلوق . أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ آيا آفريده شده‌اند اين كافران از غير خالقى و ازين جهت عبادت خالق خود نمىكنند أَمْ هُمُ الْخالِقُونَ آيا ايشان آفريننده‌اند مر خودشان را أَمْ خَلَقُوا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ يا آفريده‌اند ايشان آسمانها و زمين را نه چنين است