بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
263
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
گردانيم بر ايشان حِجارَةً مِنْ طِينٍ سنگى از گل متحجر شده و چون نزول سنگ متحجر شده از گل از آسمان غريب و عجيب است بنا برين من طين را متعلق بحجارة گردانيد مُسَوَّمَةً و آن حجاره موصوفست به اين صفت كه نشان كرده شده است بعلامت عذاب يا بنام هر كدام از آن مجرمين و يا آنكه در آن حجاره نقطهها بود چنانچه على بن ابراهيم گفته عِنْدَ رَبِّكَ متعلق بحجاره است يعنى آن حجاره نزد خزاين پروردگار تو است لِلْمُسْرِفِينَ براى اهلاك جمعى معهود كه از حد در گذشتگانند در فجور فَأَخْرَجْنا مَنْ كانَ فِيها مِنَ الْمُؤْمِنِينَ پس بيرون خواهيم آورد هر كه باشد در شهرهاى قوم لوط از ايمان آورندگان بلوط ارجاع ضمير فيها بقريهء غير مذكور به جهت معلوم بودن آن قريه است چنانچه فخر رازى گفته « و الضمير عائد الى القرية و هى معلومة و ان لم يكن مذكورة » فَما وَجَدْنا فِيها غَيْرَ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ اى فما وجدنا فيها غير اهل بيت من المسلمين يعنى پس نخواهيم يافت در آن شهرها غير اهل يك خانواده از مسلمانان را كه آن لوط و دو دختر اوست ذكر ايمان و اسلام در خانوادهء لوط اشارت بر اينست كه در ايشان مجتمع است هم تصديق قلبى و هم انقياد در بجا آوردن احكام فرعى . و بعضى از اخلاء معاصرين معنى آيه را چنين گفته كه پس بيرون خواهيم كرد هر كسى را كه در آن قريهها باشند از جمله گرويدگان بربوبيت رب العالمين پس نخواهيم يافت در آن قريه از جملهء مؤمنان غير خانوادهاى كه براى هدايت مسلمانان بودند تا به آن خانواده آن مسلمانان راه بتوحيد برند . بنا برين مراد از مؤمنين لوط و اهل بيت اويند و مراد از مسلمانان جماعتى از امت ايشان كه بوسيلهء آنها هدايت مىيابند . در اصول كافى در باب نكت و نتف از سالم خياط روايت كرده كه من از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام از آيهء « فَأَخْرَجْنا مَنْ كانَ فِيها » تا آخر سؤال كردم حضرت فرمودند كه : آل محمد لم يبق فيها غيرهم بعضى از معاصرين ضمير فيها را درين حديث راجع بمدينه گرفته و گفته گويا مراد از حديث اينست كه حال آل محمد