بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
261
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
مهمانان ابراهيم كه آنها گرامى داشته شده بودند نزد خداى تعالى و در روضهء كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه مهمانان ابراهيم چهار ملائكه بودند جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و كروبيل و اين حديث در سورهء سابقه سمت گزارش يافت إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ ظرف حديث است يعنى حديث كردند وقتى كه در آمدند بر ابراهيم فَقالُوا سَلاماً اى سلمت سلاما « 1 » يعنى پس گفتند كه سلام ميكنيم بر تو سلام كردنى قالَ سَلامٌ گفت ابراهيم من نيز سلام ميكنم شما را سلام كردنى در جواب عدول از نصب برفع بواسطهء قصد ثبات و دوام است تا آنكه جواب تحيه احسن از تحيه باشد چنانچه حق تعالى فرموده كه « إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها » قَوْمٌ مُنْكَرُونَ اى قال ابراهيم فى نفسه : هؤلاء قوم لا نعرفهم يعنى ابراهيم بعد از جواب سلام در دل خود گفت كه ايشان جمعى منكرند به اين معنى كه من ايشان را نميشناسم و بعضى گفتهاند كه قوم منكرون بتقدير انتم قوم منكرون است يعنى ابراهيم بعد از گفتن جواب سلام گفت شما قومىايد كه من شما را نميشناسم فَراغَ إِلى أَهْلِهِ پس رفت ابراهيم بسوى اهل خود كه اگر طعامى نزد ايشان باشد بطريق ضيافت نزد مهمانان خود بيارد زيرا كه اكرام ضيف تعجيل در اطعام اوست فَجاءَ بِعِجْلٍ سَمِينٍ پس بياورد گوسالهء بريان كرده شده زيرا كه در آن وقت به غير از گوساله چيزى ديگر نبود كه براى مهمانان حاضر كند فَقَرَّبَهُ إِلَيْهِمْ پس نزديك گردانيد آن را بسوى مهمانان خود و مهمانان دست در آن طعام دراز نكردند قالَ أَ لا تَأْكُلُونَ گفت ابراهيم آيا نميخوريد شما از اين طعام ؟ فَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً پس از نخوردن ايشان طعام را در دل خود در آورد ابراهيم ازيشان خوف و ترس را كه مبادا مطلب ايشان از آمدن نزد من آزار رسانيدن من باشد و چون مهمانان اثر خوف در ابراهيم مشاهده كردند قالُوا لا تَخَفْ گفتند مترس اى ابراهيم از ما كه فرشتگان و رسولان پروردگار
--> ( 1 ) - ظ : سلمنا سلاما