بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
242
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
از حق نمود و من او را در كارها اعانت كردم چنانچه شيطان گفته كه « وَ ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي » « 1 » پوشيده نماند كه مراد از قرين در آيهء سابقه كه گفته « وَ قالَ قَرِينُهُ هذا ما لَدَيَّ عَتِيدٌ » شيطان باشد چنانچه مذكور شد بنا برين منافات ظاهرست ميان اين قول و قول سابق زيرا كه در قول سابق گفت كه اينست آن عذابى كه باغوا و اضلال من براى او آماده و مهيا شده و درين جا ميگويد كه من او را اغوا نكردم و بطغيان نينداختم ميتوان جواب ازين منافات به دو وجه گفت يكى آنكه مراد از اغوا و اضلال تزيين فسق و فجور است در نظر او نه ملجا ساختن او در فسق و فجور ، پس در اول گفت كه اين است آن عذابى كه آماده شده به ازاى آن فسق و فجورى كه من آنها را در نظر او زينت داده بودم و او به اختيار خود بجا آورد و درين جا ميگويد كه من او را به آن افعال و اعمال اعتقادات قبيحه ملجأ نساخته بودم بلكه او بگمراهى خود مرتكب آن امور گرديد . جواب ديگر آن محتملست كه قرين او قبل از رؤيت عذاب و شدايد آن گفته باشد كه من او را اغوا كردم و بعد از رؤيت شدائد عذاب گفته باشد كه : رَبَّنا ما أَطْغَيْتُهُ و بعضى گفتهاند كه مراد از قرين درين آيه علما و فقهايند كه مردم را باعتقادات باطله دعوت ميكنند و بفتاوى باطله دين حق را مندرس ميسازند مانند ابو حنيفه و شافعى و مالك و امثال اينها على بن ابراهيم گويد كه مراد از قرين ثانيست كه گويد اى پروردگار من باعث طغيان و سركشى اول نشدم قالَ گويد خداى تعالى در جواب متخاصمين كه لا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ مخاصمت و منازعت مكنيد نزد من كه فائدهاى بر آن مترتب نميشود وَ قَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُمْ بِالْوَعِيدِ و حال آنكه پيش فرستادم من بسوى شما وعيد خود را يعنى پيش ازين در دنيا بوسيلهء انبيا و رسل اعلام كرده بودم كه هر كافرى مخلد در نار خواهد بود ما يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ تبديل و تغيير نمييابد سخنى كه آن نزد من باشد يعنى سخن مرا كه آن معذب بودن كفارست اصلا تغييرى و تبديلى نيست بنا برين لدى متعلق به « قول » است
--> ( 1 ) - س 14 : ابراهيم ، ى 22