بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
233
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
ازين در سورهء مباركهء فرقان گذشت كه پيغمبر آنها حنظلة بن صفوان بود و بيان اصحاب الرس را در سورهء فرقان شنيدى تكرار موجب ملالست « 1 » در مجمع البيان گفته كه مروى از حضرت صادقين عليهما السلام است كه در ميان نساء اصحاب رس سحق « 2 » متعارف بوده وَ ثَمُودُ و قوم ثمود تكذيب پيغمبر خود صالح كردند وَ عادٌ و قوم عاد تكذيب هود كردند وَ فِرْعَوْنُ و فرعون و قوم او اهل قبط تكذيب موسى كردند وَ إِخْوانُ لُوطٍ و برادران لوط تكذيب او كردند ذكر اخوان جهت آنست كه تا اشارت باشد بر اين كه لوط با آن مكذبين در نسب شريك بودند قاضى ناصر الدين بيضاوى گفته انما قال : اخوانه لانهم كانوا اصهاره وَ أَصْحابُ الْأَيْكَةِ وَ قَوْمُ تُبَّعٍ و تكذيب كردند اصحاب ايكه پيغمبر خود شعيب را و همچنين قوم تبع تبع را و بيان اصحاب ايكه در سورهء حجر و قوم تبع در سورهء دخان مذكور شد و در عيون اخبار الرضا وجه تسميهء تبع را چنين بيان كرده كه غلامى بود كاتب و كتابات ضروريّهء پادشاه آن وقت را او مينوشت و در عنوان كتابها نام خداى تعالى را مىنوشت و پادشاه آن عصر او را بر اين مىداشت كه در عنوان مكاتيب ملك الرعد بنويسد و او راضى نميشد و ميگفت من در عنوان صحايف نام معبود حقيقى خود را مينويسم از اين جهت حق تعالى ملك و سلطنت آن پادشاه را نصيب اين غلام گردانيد و مردم همه تابع او شدند بنا بر اين او را تبّع گفتند و به تبّع شهرت يافت و در كتاب كمال الدين و تمام النعمه از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه دانايان زمان تبع به او خبر دادند كه در مكه پيغمبرى مبعوث خواهد شد و مهاجرت او به زمين يثرب يعنى مدينه واقع مىشود پس او جمعى را از يمن باتفاق يهود در زمين يثرب مقرر كرد كه بعد از بعثت و مهاجرت آن حضرت نصرت او نمايند و انشاء اين شعر نيز كرد :
--> ( 1 ) - ر ك ج 3 ص 338 ( 2 ) - سحق : مساحقهء دو زن با يك ديگر .