بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
163
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا پس هر گاه ملاقات كنيد در ميان جنگ آنان را كه نگرويدند به خدا و برسول او فَضَرْبَ الرِّقابِ اى فاضربوا اللَّه رقابهم ضربا يعنى پس بزنيد گردن ايشان را گردن زنى . مراد از ضرب رقاب مطلق كشتن ايشان است ليكن چون كشتن به اين وجه هم شيوع دارد و هم شنيع است پس فرد شايع شنيع مخصوص بذكر شده حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ اثخان در لغت بمعنى بسيار كشتن است از ثخن بمعنى پرى پس بكشيد كافران را تا وقتى كه بسيار كشته باشيد ايشان را و چون يوم الحرب اسيرى گرفتار شما گردد فَشُدُّوا الْوَثاقَ پس محكم كنيد بند آن اسيران را فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ پس درين صورت يا منت نهيد بر اسيران منت نهادنى و بدون عوض ايشان را آزاد كنيد پس از محكم كردن بند ايشان وَ إِمَّا فِداءً و يا فدا بگيريد از ايشان فدا گرفتنى به اين معنى كه و يا عوض بگيريد و ايشان را رها كنيد حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزارَها تا آن وقت كه بگذارد جنگ سلاح خود را بمعنى تا بگذارند اهل جنگ سلاح خود را و وزر چنانچه بمعنى بار و گناه آمده ، همچنين بمعنى سلاح نيز آمده يعنى چنين كنيد تا آن زمان كه جنگ تسكين يابد و آخر شود و چون حرب مؤنث معنويست بنا برين فعل آن كه تضع است مؤنث آورده شده . مخفى نماند كه ظاهر اين آيه دالست بر اينكه واجب باشد رها كردن اسيران كافر پيش از آخر شدن جنگ خواه بفديه و خواه به غير فديه و جايز نباشد در آن وقت كشتن ايشان و بنده گردانيدن ايشان اصلا و اين خلاف اجماع اهل بيت عليهم السلام است بواسطهء آنكه منقول از آن حضرات اينست كه هر گاه مسلمانان در روز حرب اسيرى از كافران بگيرند پس اگر پيش از آخر شدن جنگ باشد واجب باشد قتل او اگر مسلمان نشود و امام عليه السّلام در قتل او مخير است ميان آنكه اختيار كند گردن زدن او را يا بريدن دستها و پايهاى او را و انداختن او تا آنكه خود بميرد ، و اگر بعد از آخر شدن باشد مخير است امام عليه السّلام ميان من و فدا و بنده گرفتن خواه مسلمان شود و خواه نشود چنانچه در كافى از حضرت به حق ناطق جناب صادق عليه السّلام