بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
140
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
خلايق و همه تابعين موسى بان اعتراف داشتند و هر گاه تورية كه امام و رحمت است مشتمل باشد بر بشارت قدوم حضرت خير البشر عليه و آله صلوات اللَّه الملك الاكبر و بر حقيقت قرآن پس انكار يهود آن را بمحض عناد خواهد بود وَ هذا كِتابٌ مُصَدِّقٌ و اين كتاب منزل بر پيغمبر آخر الزمان صلوات اللَّه عليه و آله كتابيست تصديق كنندهء كتاب تورية لِساناً عَرَبِيًّا حالكونى كه به زبان عربيست لِيُنْذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا براى آنكه بيم كند آن كتاب آنان را كه ستم كردند بر نفسهاى خود وَ بُشْرى لِلْمُحْسِنِينَ معطوفست بر محل « لينذر » و « لينذر » محلا مصدرست زيرا كه لينذر بتقدير لان ينذرست و ان در اين مقام مصدر بست و مدخول خود را بمصدريت فروز مىآورد پس حاصل كلام چنين خواهد بود كه « و هذا كتاب لانذار الظالمين و بشارة المحسنين » يعنى اين كتاب براى ترسانيدن ستمكارانست و براى مژده دادن بدخول بهشت مر مؤمنين نيكوكار را و ميتواند كه بشرى مفعول مطلق فعل محذوف باشد اى : و ليبشر بشرى للمحسنين و درين صورت ، و بشرى معطوفست بر لفظ لينذرنه بر محل آن يعنى و تا مژده دهد مژده دادنى مر نيكوكاران را . إِنَّ الَّذِينَ قالُوا بدرستى كه آنان كه گفتند رَبُّنَا اللَّهُ پروردگار ما خداى تعالى است ثُمَّ اسْتَقامُوا پس استقامت ورزيدند بر آن و عدول از آن نكردند تا وقت موت فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ پس هيچ خوفى نيست بر ايشان از رسيدن مكروهى و نيستند ايشان كه اندوهگين شوند بر فوات محبوبى و عدم و جدان مطلوبى . فى تفسير على بن ابراهيم « ثم استقاموا اى استقاموا على ولاية امير المؤمنين عليه السّلام » أُولئِكَ اين گروه با استقامت أَصْحابُ الْجَنَّةِ ياران بهشتند خالِدِينَ فِيها در حالتى كه جاويد ماندگان باشند در آن جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ اى جوزوا جزاء بما كانوا يعلمون يعنى جزا داده شدند جزا دادنى بسبب آنچه ميكردند از اعمال صالحه . از احاديث اصول كافى كلينى مستفاد مىشود كه وقتى كه حضرت فاطمهء زهرا