بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
123
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
امير المؤمنين و اما لو الخلافة و الامامة عن امير المؤمنين عليه السّلام بعد اخذ الميثاق عليهم مرة او مرتين لامير المؤمنين » و حاصل كلامش اينست كه اين آيه نازل گشت در حق قريش كه به تبعيت هوا و اقتفا بآباى خود اصنام را معبود خود فرا گرفتند و جاريست حكم اين آيه بعد از حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله و سلم در حق اصحاب او كه غصب كردند خلافت را از امير المؤمنين عليه السّلام و فرا گرفتند امام را بآرزوى خود و عذاب كند خداى تعالى آنها را بر وفق دانش ازلى خود در آنچه ايشان ارتكاب كردند دربارهء امير المؤمنين عليه السّلام و بر گردانيدند خلافت و امامت را ازو بعد ازين كه حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله و سلم دو مرتبه به جهت امير المؤمنين و خلافت او اخذ ميثاق بر ايشان كرد . ازين كلام معلوم شد كه اضلال الهى بمعنى عذابست و درين صورت احتياج بتوجيهى ندارد وَ خَتَمَ عَلى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ و مهر نهاد بر گوش او و بر دل او وَ جَعَلَ عَلى بَصَرِهِ غِشاوَةً و گردانيد بر بينايى او پردهاى حقيقت ختم و جعل غشاوه در سورهء بقره و غير آن گذشت فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ پس كيست كه راه نمايد آن كس را بعد از اضلال و خذلان حق تعالى او را يا بعد از آنكه حق تعالى او را معذب گرداند كيست كه تواند او را از آن عذاب راه نجات نمايد أَ فَلا تَذَكَّرُونَ آيا پس پند پذير نميشويد بمواعظ حقه و بدلائل صادقه ؟ و بعد ازين خبر از قول منكرين بعث ميدهد و ميفرمايد كه وَ قالُوا و گفتند ايشان ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نيست حياتى مگر حيات دنيا كه بالفعل اتصاف به آن حيات داريم نَمُوتُ وَ نَحْيا ميميريم و زنده ميشويم . و چون اينكلام دهريه است چنانچه بعد ازين مىآيد و دهريه كه منكرين بعثاند قائل بحياة بعد از ممات نيستند لهذا على بن ابراهيم عليه الرحمه گفته كه : و هذا مقدم و مؤخر يعنى اينكلام بتقدير نحيى و نموت است يعنى زنده ميشويم و ميميريم و بعد از مردن زندگى نيست و بعضى گفتهاند كه معنى نموت و نحيى اينست كه بعضى از ما ميميرند و بعضى ديگر متولد ميشوند و حياة دنيوى را مييابند و يا معنى اينست كه ميباشيم ما مرده حالكونى كه در اصلاب آباء و ارحام امهات