بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

112

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

آفت و نزول محنت فِي جَنَّاتٍ بدل فِي مَقامٍ أَمِينٍ است يعنى بودن متقيان در مقام امين به اين معنى است كه ايشان در روز قيامت در روضات بهشت باشند وَ عُيُونٍ و در چشمه‌هاى جارى يعنى در جاهايى كه چشمه‌هاى خوشگوار از آنجاها بجوشد يَلْبَسُونَ حالكونى كه ميپوشند ايشان جامها مِنْ سُندُسٍ از حرير نازك وَ إِسْتَبْرَقٍ و از حرير سطبر مُتَقابِلِينَ در حالى كه برابر يكديگر نشسته باشند و پشت بر يكديگر نكنند كَذلِكَ اينچنين است حال اهل جنت و اينجا محل وقف است وَ زَوَّجْناهُمْ و تزويج كنيم ما اين بهشتيان را بِحُورٍ بزنان سفيد رنگ عِينٍ گشاده چشم . و فى روضة الكافى عن الباقر عليه السلام « اذا ادخل اهل الجنة الجنة و اهل النار النار بعث رب العزة عليا عليه السلام فانزلهم منازلهم من الجنة فزوجهم فعلى و اللَّه الذى يزوج اهل الجنة فى الجنة و ما ذاك الى احد غيره كرامة من اللَّه عز ذكره و تفضلا فضله اللَّه و من به عليه » يعنى هر گاه داخل كرده شود اهل بهشت ببهشت و اهل دوزخ بدوزخ برانگيزاند حق سبحانه و تعالى على بن ابى طالب عليه السلام را پس آن حضرت فروز آرد اهل بهشت را بجاهايى كه براى ايشان مقرر شده بعد از آن زن دهد ايشان را پس على عليه السّلام به خدا قسم كه آن كسيست كه تزويج كند اهل بهشت را در بهشت و نيست اين ادخال و تزويج كار غير او از جهت كرامت و فضلى كه حق تعالى به او كرامت كرده و برو منت نهاده كه حل و عقد بهشت و بهشتيان را مرجوع به آن حضرت كرده . و اين حديث منافى قول جمعى است كه تزويج را درين آيه بمعنى تزويج معروف نگرفته‌اند به گمان آنكه در جنت تزويج نيست و « زوجناهم » را به « قرناهم » تفسير كرده‌اند يعنى قرين ميسازيم و نزديك ميگردانيم ايشان را بحور عين يَدْعُونَ فِيها للب ميكنند اهل تقوى در بهشت از خدمهء بهشت بِكُلِّ فاكِهَةٍ باحضار هر ميوه‌اى كه آرزو كنند آمِنِينَ حالكونى كه ايمن باشند از مضرت اكل آن يا ايمن باشند از منقطع شدن آن لا يَذُوقُونَ فِيهَا الْمَوْتَ نچشند ايشان در بهشت مرارت هيچ مرگى را إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولى غير از مرارت مرگى را كه در دنيا قبل از اين