بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

108

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

نعمتى آشكارا مانند شكافتن دريا ، و سايه ساختن ابر بر سر ايشان در بيابان تيه ، و انزال من و سلوى و غير ذلك پس خداى تعالى خبر ميدهد از كفار قريش و ميفرمايد كه إِنَّ هؤُلاءِ بدرستى كه اين گروه قريش از فرط جهالت لَيَقُولُونَ هر آينه ميگويند در جواب مؤمنان كه بايشان ميگفتند كه شما را موتيست كه در عقب آن حياة است چنانچه در حال نطفگى مرده بوديد و بعد از آن زنده شديد إِنْ هِيَ نيست موتى كه در عقب آن حياة باشد إِلَّا مَوْتَتُنَا الْأُولى موت اولى ما كه در حين نطفگى عارض ما شده بود وَ ما نَحْنُ بِمُنْشَرِينَ و نيستيم ما زنده شوندگان بعد از مرگ ثانوى فَأْتُوا بِآبائِنا إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ پس بياريد پدران ما را يعنى از خداى تعالى در خواهيد تا آنها را زنده گرداند اگر هستيد راست گويان در اينكه بعد از موت ثانوى حياتى است و حق سبحانه و تعالى در مقام تهديد كفار قريش ميفرمايد كه أَ هُمْ خَيْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ آيا قوم قريش بهتراند در قوت و شوكت يا قوم تبع كه در نهايت كثرت و حشمت بودند ؟ تبع لقب پادشاهان يمن است و مذهب قوم تبع دون تبع اشارت به خوبى اوست ازينست كه از حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله و سلم مرويست كه « لا تسبّوا تبّعا فانه كان قد اسلم » و از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده‌اند كه تبع كه نام او سعد بود با اوس و خزرج كه از جمله خويشان نزديك او بودند و يا از جمله اساراى او بودند چنانچه در اوائل سورهء بقره در ضمن حديث حضرت صادق عليه السلام مذكور شد ، و به جهت تنبيه جمعى به مدينه آمده بود ، گفت كه ساكن شويد درين مكان يعنى در مدينه تا آنكه پيغمبر آخر الزمان مبعوث شود و نصرت او نمائيد و اگر من ادراك زمان آن سرور عالميان بكنم هر آينه خدمت او خواهم كرد و با او جهاد خواهم نمود . و در ترجمهء تاريخ مدينه كه آن تاريخ از مصفات سمهوديست مذكور است كه بعضى را اعتقاد اينست كه مراد ازين تبع ، تبع اولست كه نام او حسان بن سعد كلكيكرب بوده و بعضى گفته‌اند كه مراد تبع اخيرست كه