بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

106

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

كه كانُوا فِيها فاكِهِينَ بودند در آن نعمت متنعم و شادى كنندگان . على بن ابراهيم گويد كه فاكهين به معنى مفاكهه و ممازحه بانسا است يعنى ترك كردند تنعمى را كه بودند در آن مزاح كننده با زنان كَذلِكَ اى مثل ذلك الإخراج اخرجناهم منها يعنى مانند اين اخراج اخراج كرديم ما قبطيان را از آن منازل وَ أَوْرَثْناها قَوْماً آخَرِينَ و ميراث داديم منازل و مساكن ايشان را بگروهى ديگر كه بنى اسرائيل‌اند بنا برين و اورثنا معطوفست بر فعل مقدر كه آن اخرجناست و مىتواند كه كذلك خبر مبتدا محذوف باشد اى الامر كذلك يعنى اينچنين است امر دربارهء اهل طغيان و عصيان و بنا برين و اورثنا معطوفست بر تركوا يعنى بعد از ترك كردن قبطيان اموال خود را به ميراث داديم آن اموال را بقومى ديگر فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ پس گريه نكرد بر ايشان آسمان و زمين بخلاف مؤمنين كه گريه مىكند به موت ايشان مصلا و و محل عبادت ايشان در زمين و مصعد اعمال حسنهء ايشان در آسمان چنانچه از ابن عباس منقولست و در كتاب من لا يحضره الفقيه از حضرت صادق عليه السلم روايت كرده كه « اذا مات المؤمن بكت عليه بقاع الارض التي كان يعبد اللَّه فيها و الباب الذى كان يصعد منه عمله و موضع سجوده » و در مجمع البيان آورده كه زرارة بن اعين از حضرت صادق عليه السلم روايت كرده كه چهل صباح آسمان بر قتل يحيى بن زكريا و بر قتل حسين بن على عليهما السلم گريه كرد و به غير ازين دو شخص بر ديگرى گريه نكرد زراره گويد كه بعد ازين از حضرت پرسيدم كه گريهء آسمان بچه طريقست ؟ حضرت فرمود گريهء آن سرخى اطراف آسمان است وقت طلوع آفتاب و سرخى آنست وقت غروب آفتاب ظاهرا كه مراد از سرخى اطراف وقت طلوع و غروب زياده از سرخى معتاد باشد زيرا كه حمرت معتاد در اكثر اوقات متحقق است اللَّه اعلم و از سدى نقل كرده كه « لما قتل الحسين بن على عليهما السلام بكت السماء عليه و بكاؤها حمرة اطرافها » و چون سدى كه مراد از آن اسماعيل بن عبد الرحمن بن ابى كريمهء سدّيست از روات بعضى ائمهء