بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
75
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ و گفتند چرا نازل كرده نشده اين قرآن بر تقديرى كه از نزد خداى تعالى فرود آمده باشد عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ بر مردى از اهل اين دو ديه عَظِيمٍ آن مرد اين صفت دارد كه بزرگ مرتبه و صاحب قبيله و مال بسيارست مراد از دو قريه مكهء معظمه و طايف است و مراد از رجل عظيم در مكه وليد بن مغيره است و از طايف عروة بن مسعود ثقفى چنانچه در كتاب احتجاج از حضرت امام حسن عسكرى عليه الصلاة و السلام روايت كرده . و چون رسالت امرى عظيم است ، به اعتقاد ناقص اين گروه شايستهء آن شخصى بايد باشد كه نظر بمزخرفات دنيوى عظيم ايشان باشد ، و ندانستند كه رسالت امرى روحانى و از جمله رحمتهاى الهى است و شايستهء شخصى است كه متحلى بفضائل اخروى و بملكات نفسانى باشد نه آنكه مالك مزخرفات دنيوى و مستلذات فانى باشد و در رد اين گروه حق تعالى ميفرمايد كه أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ آيا ايشان قسمت مىكنند رحمت پروردگار تو را كه آن رسالت و نبوت است ؟ استفهام انكاريست يعنى مفاتيح قسمت رسالت در قبضهء اقتدار ايشان نيست تا براى هر كه خواهند باب رسالت را مفتوح گردانند نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ ما قسمت كردهايم ميان ايشان معيشت ايشان را فِي الْحَياةِ الدُّنْيا در زندگانى دنيا پس هر گاه قسمت ارزاق را كه مخصوص به مصالح دنيويهء ايشانست بايشان وانگذاريم و ايشان از آن عاجز باشند چگونه قسمت رسالت را كه اعلى مراتب انسانيت است و سبب حصول مثوبات جهان باقى جاودانى بايشان واگذاريم وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ و بلند كرديم بعضى را بر بالاى بعضى ديگر به مراتب مختلفهء متفاوته در غنى و فقر و حريت و عبوديت لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ