بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

2

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

و در كتاب احتجاج ، از حجت خدا صلوات اللَّه عليه روايت كرده‌اند كه آن حضرت فرمودند كه : « الكاف اسم كربلاء ، و الهاء هلاك العترة ، و الياء يزيد لعنه اللَّه ، و هو ظالم الحسين ، و العين عطشه ، و الصاد صبره » و فرمودند كه هر گاه زكريا نام نامى سيد الشهداء به زبان مىآوردند ، حزن و گريه بر او غالب مىشد ؛ از حق سبحانه و تعالى سبب اين معنى را پرسيد ؛ پس حق تعالى براى او بكلمة عاليهء « كهيعص » اشارت بشهادت آن حضرت كرد و بعد از اين از حضرت واهب العطايا فرزندى خواست و استدعاء آن كرد كه بمصيبت آن مبتلا شود چنانچه بهترين خلق خدا محمد و على مرتضى و فاطمهء زهرا عليهم السلام بمصيبت آن حضرت مبتلا شدند ؛ حق تعالى يحيى را به او عطا كرد و شربت شهادت او را چشانيد و مدت حمل او و حضرت سيد الشهدا عليهما السلام شش ماه بود ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا خبر مبتداء محذوف است « اى : هذا الذى نتلو عليك ذكر رحمة ربك » و « ذكر » مضافست بمفعولى كه آن « رحمة » است ، و « رحمة » مضاف بفاعل خود ، و « عبده » مفعول « رحمة » و « زكريا » عطف بيان « عبده » و حاصل معنى اين است كه : آنچه من در اين سوره بر تو مىخوانم ، ذكر رحمت پروردگار تو است كه آن اجابت دعاست مر بندهء خود را كه آن زكريا است . إِذْ نادى رَبَّهُ نِداءً خَفِيًّا وقتى كه خواند زكريا پروردگار خود را خواندنى خفى و پوشيده ؛ زيرا كه خفا در دعا باجابت اقرب است . « و فى الحديث : خير الدعا الخفى ، و خير الرزق ما يكفى » و دعاء او اين بود كه : قالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي گفت اى پروردگار من بدرستى كه سست شده جميع استخوان از من تخصيص بعظم به جهت آن است كه عظم دعامهء بناء عجيب البنيان بدن انسان ، و صلب‌ترين اجزا است و هر گاه اينچنين جزوى سست شده باشد ، ساير اجزاء بطريق اولى سست شده وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً و افروخته گشته سر من از روى پيرى و گفته‌اند : تشبيه كرده شيب را در روشنى و بياض به آتش ، و فرو گرفتن آن موى سر را باشتعال آتش . و حاصل معنى اين است كه سفيد شده موى سر من از پيرى وَ لَمْ أَكُنْ بِدُعائِكَ رَبِّ شَقِيًّا و نبوده‌ام من قبل از اين به خواندن تو اى پروردگار من محروم و بىبهره .