بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
22
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
قالَ أَ راغِبٌ أَنْتَ عَنْ آلِهَتِي يا إِبْراهِيمُ گفت پدر ابراهيم : آيا روىگردانندهاى از خدايان ما كه اصناماند اى ابراهيم ؟ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ اگر باز نايستى از گفتگوى خود و رغبت از خدايان ما لَأَرْجُمَنَّكَ هر آينه رجم كنم تو را به زبان ، يعنى مذمت كنم و دشنام دهم تو را ، يا آنكه سنگسارت كنم تا هلاك شوى وَ اهْجُرْنِي معطوف بر مقدر است ، و تقدير كلام چنين است كه : « لارجمنك فاحذرنى و اهجرنى » يعنى هر آينه رجم كنم تو را پس بترس از من و دور شو از پيش من مَلِيًّا زمانى دراز تا از اذيت من در امان باشى قالَ گفت ابراهيم مر پدر خود را سَلامٌ عَلَيْكَ مراد از سلام بر او توديع و ترك است ، يعنى وداع مىكنم تو را و ترك تو مىنمايم چنانچه حق تعالى فرمود : « وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً » « 1 » اى توديعا و متاركة . و محتمل است كه سلام از روى استمالت باشد چنانچه بعد از اين مىفرمايد كه سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي زود باشد كه آمرزشى طلبم براى تو از پروردگار خود ، چون طلب مغفرت از براى كفار استدعاى لطف و توفيق است ، معنى چنين مىشود كه : زود باشد كه از حق سبحانه و تعالى طلب توفيق و رشد از براى تو كنم تا آنكه محلى بحليهء ايمان شوى و از صنمپرستى نادم گردى و توبه كنى . و در سورهء توبه نيز گفتگويى در اين باب گذشت « 2 » إِنَّهُ كانَ بِي حَفِيًّا بدرستى كه هست پروردگار من به من در غايت بر و عطوفت وَ أَعْتَزِلُكُمْ وَ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ و كناره مىگيرم از شما و از آنچه شما عبادت آن مىكنيد بجز از خداى مستحق عبادت وَ أَدْعُوا رَبِّي اى اعبد ربى وحده ، يعنى : و عبادت مىكنم پروردگار خود را نه غير او را عَسى أَلَّا أَكُونَ شايد اينكه نباشم من بِدُعاءِ رَبِّي شَقِيًّا بپرستيدن پروردگار خود بىبهره از درجات عاليه و مثوبات اخرويه چنانچه شما از پرستش خدايان خود از مثوبات بىبهرهايد . و گفتهاند كه : تصدير كلام به « عسى » به جهت تواضع و هضم نفس است و تنبيه بر اينكه اجابت و اثابت از روى تفضل است نه از روى وجوب و ملاك امر بر خاتمه است و ان امرى است مخفى . فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ پس آن هنگام كه دور شد ابراهيم از قوم خود بهجرت بسوى
--> ( 1 ) - س فرقان 25 ، ى 63 ( 2 ) - س توبه 9 ، ى 114