بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

8

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

آنكه مصور به صورتى بوديد ثُمَّ صَوَّرْناكُمْ پس تصوير كرديم شما را در أرحام نساء . بعضى گفته‌اند كه : مراد از « لَقَدْ خَلَقْناكُمْ ثُمَّ صَوَّرْناكُمْ : و لقد ابتدءنا خلقكم ثم تصويركم بأن خلقنا آدم ثم صورناه » يعنى و هر آينه بتحقيق ابتدا كرديم بخلق شما پس تصوير شما به اين نوع كه اوّل خلق آدم كرديم پس او را صورت بخشيديم ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ كلمة « ثم » براى تراخى در اخبار است يعنى پس گفتيم بعد از خلق آدم مر ملائكه را كه سجده كنيد آدم را كه از بدايع خلقت ماست سجدهء تعظيم و تكريم فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ پس سجده كردند ملائكه آدم را مگر ابليس كه از روى عجب و تكبر لَمْ يَكُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ نبود از سجده كنندگان و تحقيق اين استثنا در اول سورهء مباركهء بقره گذشت . قالَ ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ كلمهء « لا » را در « الا تسجد » بعضى زايد گرفته‌اند و بنا بر اين تقدير آيت چنين خواهد بود كه « قال ما منعك أن تسجد » يعنى گفت خداى تعالى شيطان را : چه چيز منع كرد تو را از اينكه سجده كنى آدم را ؟ و بعضى گفته‌اند كه : « ما مَنَعَكَ » بمعنى « ما اضطرك » است زيرا كه ممنوع از امرى مضطر بسوى خلاف آنست ، پس ممنوع از سجده مضطر است كه سجده نكند ، و بنا برين معنى آيه اينست كه چه چيز مضطر ساخت ترا كه سجده نكردى آدم را إِذْ أَمَرْتُكَ وقتى كه حكم كردم ترا بسجدهء او ، اين دليل است بر اينكه امر براى وجوب و فور است قالَ گفت كه : مانع از سجده اينست كه أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ من بهترم از آدم خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ آفريدى مرا از آتش كه جوهر لطيف نورانى علوى است وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ و آفريدى آدم را از گل كه جسمى كثيف ظلمانى سفلى است ، پس چون مىشود كه نورانى سجدهء ظلمانى كند ؟ قالَ گفت خداى تعالى شيطان را كه : چون تو نافرمانى خالق خود كردى و ندانستى كه فضيلت منحصر در عنصر نيست فَاهْبِطْ مِنْها پس فرود آى از آسمان و بيرون رو از زمرهء ملائكه فى اصول الكافى عن ابى عبد اللَّه عليه السّلام قال : « ان ابليس قاس نفسه