بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

مقدمهء مصحح 68

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

داد رسولان را كه اين امم جاحده را هلاك گرداند بنا بر اين حقتعالى ميفرمايد كه خوشحال شدند رسولان بدانچه بود نزد ايشان از علم بر هلاك كفار و نجات اهل ايمان [ و حاق بهم ؛ تا آخر آيه و تفسير او ] . اعتراض و جواب اگر گويى : اين امر خود قرينهء جليّه ايست كه مؤلف محبوب القلوب غير مؤلف اين تفسير است و حكم باتّحاد آنها و به اينكه مؤلف آن دو يك نفر بوده ؛ منتهى دو لقب داشته چنان كه در سابق ياد شده است ( ص 8 همين مقدّمه ) بى مورد مىباشد زيرا عادة نميتواند قائل اين دو سخن كه حكم آب و آتش را دارند يك نفر باشد . جواب آنست كه اما تواضع و تمكين و تعبّد و انقياد و امتثال او براى احاديث ، اين مطلب در محبوب القلوب نيز به تمام معنى از اول تا آخر هست غاية الامر چون موضوع اين دو كتاب مختلف است در هر يكى مطابق موضوع خود مشى و سلوك شده است و اين امر بوى اختصاص ندارد و ساير علما نيز كه در دو رشتهء مختلف تأليف يا تدريس داشته‌اند در هر رشته بمقتضاى آن سلوك و عمل نموده‌اند مثلا اگر مؤلفات مير داماد ( ره ) را از نظر بگذرانيم مىبينيم مشى او در شارع النجاة و ايّام اربعه و رواشح سماويه و حواشى رجال كشّى غير از مشى اوست در تأليفات فلسفى و حكمى خود مانند قبسات و سبع شداد و نظائر آنها و نيز نظير سلوك مسعودى ( ره ) است در مروج الذهب و اثبات الوصية ( بنا بر آنكه كتاب دوم نيز از او باشد ) . معروف است كه بعضى از متأخرين در مشهد كه جامع معقول و منقول بوده است و هر دو رشته را تدريس مينموده است در معقول چنان بحث ميكرده كه حضار مجلس مىپنداشته‌اند كه اين شخص از منقول بهره‌اى ندارد و بالعكس در عكس آن . بارى چنان كه در سابق احتمال داديم مىتوان گفت كه مصنف ( ره ) سابقا مذاق و مشرب حكمت و فلسفه داشته و محبوب القلوب را در آن زمان برشتهء تأليف در آورده