بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
مقدمهء مصحح 46
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
المتّقين گفته ( رجوع شود بذيل آيهء « وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ . و نيز در ص 517 البهيه گفته ( در ذيل آيهء وَ أَصْحابِ مَدْيَنَ وَ الْمُؤْتَفِكاتِ ) : « و بعضى اتقياى عصر طاب مثواه در ترجمهء من لا يحضره الفقيه گفته : اين زمين بابل در حوالى حلّه است و حلّه را از آجرهاى شهر خراب بابل ساختهاند تا آخر » . و در مواضع ديگر نيز از او اسم برده است و تعبير بلفظ « طاب مثواه » براى آنست كه مجلسى اول در سال 1070 وفات كرده است پس در تاريخ تأليف اين تفسير متوفى بوده است . و از مجلسى دوم يعنى مولى محمد باقر به « بعضى از معاصرين اهل حديث » تعبير مىكند چنان كه در ص 606 تفسير بهيه در ذيل آيهء « وَ أَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ ؛ الاية » گفته : « بعضى از معاصرين اهل حديث كثرهم اللَّه تعالى گفتهاند » و نيز در جلد سوم تفسير حاضر ص 445 ضمن بحث طويلى در موضوع رجعت گفته : « و بعضى از معاصرين كه يد طولى دارد در تتبع احاديث فرموده كه : احاديث در باب رجعت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام و حضرت سيد الشهداء امام حسين عليه السّلام متواتر است و در باب رجعت ساير ائمه عليهم السلام نزديك بمتواتر » و اين كلام در رسالهء عقائد مرحوم مجلسى و رسالهء رجعت او عينا مذكور است و گمان ميكنم كه در مجلد 13 بحار نيز در باب رجعت آن را ذكر كرده باشد و به نظر ميرسد كه مراد از اينكه در ص 671 جلد اول گفته « بعضى از مجتهدين عصر مد اللَّه ظلالهم گفتهاند » و همچنين از آنچه در ص 679 همان جلد گفته : « بعضى از معاصرين علما را در تحقيق معنى بدا كلامى است كه اين مقام گنجايش ذكر آن را ندارد » مجلسى ( ره ) يعنى مولى محمد باقر صاحب بحار است ؛ فراجع ان شئت . و نظر بتصلّبش در پيروى از ظواهر آيات و اخبار از ملا محسن فيض ( ره ) به « عارف » تعبير مىكند مثلا در سورهء انشراح در ذيل تفسير آيهء « فَإِذا