بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
35
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
زن تو در بهشت . و چون عطف اسم ظاهر بر ضمير متصل مستتر بدون تأكيد بضمير منفصل صحيح نيست بنا برين « انت » را تأكيد ضمير مستتر در « اسكن » آورد تا عطف « وَ زَوْجُكَ » بر آن صحيح باشد ، و چون مقصود بالذّات در اين حكم آدم بود و زوجه بالتبع ، لهذا هر دو را بيك خطاب مخاطب گردانيد . مخفى نماند كه بعضى تفسير جنت را بدار خلد و دار ثواب كردهاند و بعضى گفتهاند كه مراد از آن بستانى است از بساتين دنيا ، و شيخ صدوق رضى اللَّه عنه اين معنى را نسبت باصحاب ما داده چنانچه در حديث اهل بيت سلام اللَّه عليهم وارد شده كه « الجنّة جنة من جنات الدنيا تطلع فيها الشمس و القمر ، و لو كانت من جنان الخلد لم يدخلها ابليس و ما خرج منها آدم أبدا » و اينحديث در كتاب كافى مذكور است ، يعنى مراد از اين جنت جنتى است از جنان دنيا كه طلوع كند در آن آفتاب و ماه ، و اگر مراد جنت خلد كه جنت آخرت است ميبود ميبايست كه ابليس داخل در آن نتواند شد ، و آدم از آنجا هرگز بيرون نيايد ، چه آن جنت دار خلود است نه دار خروجست . وَ كُلا مِنْها رَغَداً اى كلا منها أكلا رغدا ، يعنى و بخوريد از آن بهشت و از ميوههاى آن خوردنى بسيار وافى حَيْثُ شِئْتُما از هر جا و در هر وقتى كه خواهيد ، زيرا كه « حيث » هم زمانى است و هم مكانى وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ و نزديك مشويد اين درخت را تا بأكل ميوهء آن چه رسد ، زيرا كه اين قرب خلاف اولى است و از انبياء خلاف اولى بايد سر نزند . در تفسير عسكرى عليه السّلام مرويست كه شجرهء ممنوعه درختى بود كه اجناس ميوه بار ميداد ، لهذا بعضى درخت انگور و بعضى درخت گندم و بعضى درخت انجير و غير ذلك گفته اند ، و در عيون اخبار الرضا عليه السّلام از آن حضرت روايت كرده كه چون شجرهء جنت متحمل انواع اثمار است بنا بر اين اختلاف در ميان مردم واقع شده ، و شجرهء منهيّه درخت گندم بود كه بانگور نيز بارور ميشد ، و مانند درخت دنيا نبود كه يك نوع ميوه بار آورد . اينحديث بحسب ظاهر منافات دارد با آنچه مصنف عيون اخبار الرضا شيخ صدوق رضى اللَّه عنه باصحاب ما نسبت داده و حديث نيز بر طبق آن مرويست كه مراد از جنت