بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

12

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

به آن حضرت بيعت نمودند و گفتند : « ما وثقنا بدخول الجنّة و النجاة من النار الا بهذه البيعة » لكن در واقع اين بيعت نبود بلكه خدعه و فريبى بود كه با حضرت كردند لهذا حق تعالى فرمود : « يُخادِعُونَ اللَّهَ » اى يخادعون رسول اللَّه ، و چون پيغمبر به حكم جبرئيل علىّ مرتضى را با ساير اصحاب بصحرا برد تا زيادتى رتبه و بلندى درجهء مرتضى را بايشان بنمايد رو باصحاب كرده فرمود كه : سعادت شما در اطاعت على است و شقاوت شما بمخالفت على . و بعد از اين متوجه بمرتضى شده فرمودند كه : سؤال كن از خداى تعالى بجاه محمد و آل محمد كه اين جبال را بهر چه خواهى منقلب گرداند ، پس حضرت مرتضى دعا كرد و جبال همه نقره گرديدند ، و به زبان بى زبانى گفتند كه : يا على ! ما را مهيّا كرده‌اند تا آنكه پذيراى فرمان تو باشيم ، اگر خواهى ما را انفاق كن كه حاضريم ، و بعد از اين منقلب به طلا و يواقيت و بمشك و عبير و عنبر شدند و گفتند آنچه را كه قبل از اين گفته بودند . پس حضرت رسالتپناه رو باصحاب خود كرده فرمود : ديديد كه چه نوع خداى تعالى علىّ مرتضى را مستغنى از شما ساخته ؟ . پس خطاب بمرتضى كرده گفتند كه به همان دعا اشجار را بفرما تا براى تو مردان تمام سلاح گردند ، و سنگها شيران و افاعى شوند ، پس مرتضى بجاه محمد و آل او دعا كرده درختان و سنگها منقلب بمردان جنگى و شيران و افاعى گرديدند و گفتند : يا على حق سبحانه و تعالى ما را محكوم حكم تو گردانيده هر كه را خواهى بفرما تا بقتل آريم ، چون اصحاب نفاق پيشه ، اين قرب و مرتبه را از حضرت امير برأى العين مشاهده كردند مرض كفر و نفاق ايشان زيادتى پذيرفت . حق سبحانه و تعالى فرمود : « فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً » يعنى پس زياد كرد بر ايشان خداى تعالى از نمودن درجات عاليهء امير المؤمنين بيمارى نفاق را وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ و مر ايشانراست در آخرت عذابى دردناك بِما كانُوا يَكْذِبُونَ بسبب جزاى كذب ايشان در دعوى ايمان ، بنا بر اين كلمهء « با » براى سببيّت است و كلمهء « ما » مصدرى و مدخول خود را بمصدريت فروز مىآورد ، و تقدير كلام چنين است « و لهم عذاب اليم بسبب جزاء كذبهم »