جلال الدين السيوطي ( مترجم : قزوينى )
25
الإتقان في علوم القرآن ( فارسى )
اين صفت نمودار است اينكه نزديك به معنى قدرت است ، مگر اينكه أخصّ مىباشد و قدرت أعمّ ، مانند محبت نسبت به اراده و مشيّت ؛ زيرا كه در واژهء « يد » تشريف لازم هست . و بغوى دربارهء فرمودهء خداوند : ( بِيَدَيَّ ) گفته : اينكه خداوند در لفظ « يد » تثنيه را آورده دليل بر اين هست كه به معنى قدرت و نيرو و نعمت نمىباشد ، بلكه دو صفت از صفات ذات او است . و مجاهد گفته : در اينجا « يد » صله و تأكيد است ، مانند فرمودهء خداوند : ( وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ) « 1 » ، بغوى گويد : و اين تأويل قوى نيست ، زيرا كه اگر صله بود جا داشت كه ابليس بگويد : اگر او را آفريدهاى مرا نيز آفريدهاى ، و همچنين است در قدرت و نعمت كه در آفرينش براى آدم مزيّتى بر ابليس نيست . و ابن اللّبان گويد : اگر بگويى : پس در آفرينش آدم حقيقت دو دست چيست ؟ مىگويم : خدا بهتر مىداند كه چه اراده فرموده ؛ ولى ثمرهاى كه از تدبّر در كتابش تحصيل كردهام اينكه : « يدين » استعاره است براى نور قدرتش كه به صفت تفضّلش برپا است ، و نور آن كه قائم به صفت عدل او است و تخصيص آدم را توجه داد كه در خلقت او بين تفضّل و عدلش جمع كرده است . وى گفته : و دست داراى تفضّل همان « يمين - راست » است كه در فرمودهء او آمده : ( وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ ) « 2 » خداوند منزّه و برتر از تصوّر است . 6 - واژهء « ساق » در فرمودهء خداوند : ( يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ ) « 3 » يعنى : روزى كه از شدّت و أمر بزرگى كشف مىشود ، چنان كه گويند : قامت الحرب على ساق - جنگ به شدت برپاشد . و حاكم در مستدرك از طريق عكرمه از ابن عبّاس آورده كه سؤال شد از فرمودهء خداوند : ( يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ ) در جواب گفت : هرگاه چيزى از قرآن بر شما پوشيده ماند آن را در شعر طلب كنيد كه ديوان عرب است ، آيا نشنيدهايد كه شاعر مىگويد : اصبر عناق انّه شرّ باق * قد سنّ لى قومك ضرب الاعناق و قامت الحرب بنا على ساق
--> ( 1 ) . رحمن ، 27 ( 2 ) . زمر ، 67 ( 3 ) . قلم ، 42