جلال الدين السيوطي ( مترجم : قزوينى )
15
الإتقان في علوم القرآن ( فارسى )
و دارمى از عمر بن الخطاب آورده كه گفت : همانا به زودى مردمى بر شما خواهند آمد كه با مشتبهات قرآن با شما مجادله كنند ، پس با سنتها آنان را جواب گوييد ، زيرا كه صاحبان سنتها ( روايات ) به كتاب خداوند آگاهترند . اين احاديث و آثار دلالت مىكند بر اينكه متشابه از امورى است كه آن را جز خدا كسى نمىداند ، و فرورفتن در آن مذموم مىباشد ، و به زودى بر اين مطالبى خواهد آمد . طيبى گفته : منظور از محكم آن است كه معنايش واضح باشد ، و متشابه بر خلاف آن است ؛ زيرا كه لفظى كه متضمن معنايى است يا معنى ديگرى هم مىپذيرد يا نه ، دومى نصّ است ، و اوّلى : يا دلالتش بر آن معنى ديگر راجحتر است يا نه ، اولى ظاهر است ، و دومى يا مساوى با آن است يا نه ، اولى مجمل و دومى مؤوّل مىباشد ، بنابراين مشترك بين نصّ و ظاهر محكم است و مشترك بين مجمل و مؤوّل متشابه . مؤيد اين تقسيم اينكه : خداى تعالى محكم را مقابل متشابه قرار داده ، گفتهاند : پس واجب است كه محكم به مقابل آن تفسير گردد . و پشتوانهء اين مطلب روش آيه است ، و آن جمع با تقسيم ؛ زيرا كه خداى تعالى آنچه در معنى كتاب آورده به صورت متفرّق بيان فرمود به اينكه : ( مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ - الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ ) و خواست به هريك آنچه خواسته اضافه نمايد ، پس اوّل فرمود : ( فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ ) تا اينكه فرمود : ( وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ ) ، در حالى كه مىشد گفت : و أمّا الذين فى قلوبهم استقامة ، فيتبعون المحكم ، ولى بجاى آن چنين فرمود : ( وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ ) تا لفظ رسوخ را بياورد ؛ زيرا كه رسوخ جز بعد از تتبّع عمومى و كوشش كامل ، حاصل نمىشود پس هنگامى كه دل بر راه درستى استقامت يافت ، و شخص رسوخ در علم بدست آورد ، سخن حق را بر زبان آورد ، و همين بس كه دعاى راسخين در علم چنين آمده : ( رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا . . . ) « 1 » تا شاهد باشد بر اينكه ( الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ ) مقابل : ( فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ ) مىباشد ، و در آن اشاره به اين است كه وقف بر : ( إِلَّا اللَّهُ ) وقف تام است ، و به اينكه علم بعضى از متشابه مختص به خداوند است ، و هركس كوشش كند آن را بشناسد ، از كسانى است كه در حديث اشاره شده : ( از آنها حذر كنيد ) .
--> ( 1 ) . آل عمران ، 8 .