معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
48
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
بر آسمان جان او نور كرامت نمودن گرفت ، درّاعهء طلب ، بر دوش نياز افكنده ، نعلين توبه و انابه در قدم ندم كرده ، برسم زيارت ، بدر صومعهء داود ، گذرى فرمودند ، و او باب را از آمد شد اصحاب فراز كرده بود ، و در نياز و ابتهال بر روى خويش باز كرده در درون خانهء عود و چغانهء ، آه و نالهء دردمندان ساز كرده از طپش آتش باطن ، آب جگرش بجوشيده و به فوارهء دماغ رسيده . قطرات سرشك خونآلود بر جبين داود دويدن گرفت و از حقّه شقهء احداق ، آب هيبت و دهشت الهى جلّ و علا روان گشته . فضيل نعره بزد كه اى داود اگر حديث رسول « 1 » صلى اللّه عليه و آله و سلم صحت ورود يافته كه « لا يدخل النار من بكى من خشية اللّه تعالى » اما قطرهء ، از عقوبت عاقبت ايمن مىگرداند ، و از يك قطرهء اشك كه از ديدهء عاصى چكد ، در ترس خداى در جنة الفردوس جوئى از آب حيات جارى گردد ، و حورانى را بر طرف آن جوى « 2 » بنشانند ، دستهء نرگس غفران بدست او داده ، منتظر تا آن بنده از گلخن « 3 » سراى دنيا به گلشن بقاى عقبى خرامد ، و با صد هزار حشمتش در سراى جانافزاى جنّتش فرود آرند ، و بر كنار آن جويبارش ، نشانيده ، آن نرگس مغفرت بدست وى دهند ، و آن امانت بوى سپارند « 4 » . اى داود اگر ترس عاقبت است يك قطره اشك « 5 » پسنديده است ، اين همه گريه و ناله و زارى از براى چيست . قطرهء اشك تو در سودا و سوز * آتش دوزخ بميراند بروز نرگس چشمت گر آرد شبنمى * نقد گردد آب روى عالمى
--> ( 1 ) - د : حديث رسول اگر چه صحت ورود يافته . ( 2 ) - د : و از يك قطره جوى از آب حيات جارى گردد و حورانى بر طرف آن - ح : در طرف آن جوى مىنشانند . ( 3 ) - د : مى سراى . ( 4 ) - د : باز سپارند . ( 5 ) - د : يك قطر بس است .