معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

799

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

تكذيب پيغمبر خويش نمايند چه پيغمبران مر ايشان را وعدهء نصرت داده و نصرت پس افتاده بود و مدّت امتداد يافته و اين قول اختيار قتادهء مفسّر است و امّا قرائت به تخفيف « كذبوا » نيز بر دو وجه است . وجه اول - و اين قول ابن عبّاس است و ابن مسعود و سعيد بن جبير و مجاهد و ابن زبير و ضحّاك مفسّر آنست كه گمان بردند قوم كه دروغ گفتند پيغمبران مر ايشان را در آنچه بر نصرت مؤمنان خبر داده‌اند و از تعذيب كافران بيم كرده‌اند و به اين تقدير ضمير « انّهم » و « كذبوا » هر دو راجع به قوم باشد . وجه دويم - آنست كه هر دو ضمير راجع بر سبيل باشد و معنى چنين شود : كه بيقين دانستند كه پيغمبران دروغ گفته‌اند مر ايشان را ، آنان كه وعده دادند از قومى كه به ايشان ايمان خواهند آورد و اينجا « كذب » بمعنى لافست در وعده چنان كه « صدق » بمعنى وفا نمودن است بوعده قال اللّه تعالى « وَ لَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ » « 1 » اللّه سبحانه مىفرمايد كه ما پيغمبران را از براى ارشاد خلق ارسال مىنمائيم و چون تكذيب ايشان مىكنند در تعذيب و انتقام ايشان تعجيل نمىنمائيم بلكه بمقتضى حلم و كرم چندان مهلت مىدهيم كه ديگر پيغمبران از غايت ضيق احوال و امتداد مدّت انتظار نوميد مىشوند و از رسيدن فتح و ظفر و انتظار ، كه ناگاه فتح و نصرت از وراى پردهء غيب جمال مىنمايد و كافران را به انزال عذاب معذّب مىگردانيم و مؤمنان را از آن عذاب به فضل و رحمة خويش مىرهانيم و كس را مجال ياراى آن نى كه عذاب منزل را از كفّار باز دارد و ايشان را از استيصال باز رهاند « لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ » به درستى كه در قصّه‌هاى پيغمبران عليه السلام و امم ايشان عبرتيست و پند برداشتنى مر ارباب خرد و دانش را . و بعضى از علماء تخصيص به قصّه يوسف نموده‌اند و اما اين قول را ترجيح نهاد ، بر آنكه در اول سوره تعيين فرموده كه « نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ »

--> ( 1 ) - ح : و لقد صدق اللّه وعده .