معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
784
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
به گلشن سراى رضوان طيران نمود و آن شهباز روحانى مر اين نشيمن جاى عالم جسمانى را وداع فرمود ، ميان مصريان مناقشهء پيدا شد ، چه عظما و اشراف و اوساط النّاس هر محلّه را تمنّاى آن بود كه فيض ذات پاك او به خاك آن محلّه مخصوص باشد ، و بدين سبب نزديك بود كه غبار فتنه بالا گرفته غوغاى تمام ميان خواص و عوام و كرام و لئام پديد آيد ، لا جرم ارباب عقول صواب آنچنان ديدند كه جسد مطهّرش را در رود نيل مدفون سازند ، تا همچنانكه مقيمان خطّه خاك را مشاهد انبيا كعبهء حاجاتست . مرقد مقدس آن حضرت قبلهء مهمّات و كعبهء مرادت باشد و چون آب نيل بر مرقد مطهّرش جريان يابد ، فيض آن بجميع سكان قطان مصر تعميم پذيرد و مدّت مديد از وقت وفات آن حضرت تا بحين بعث كليم ، آن گنج نقود فضل و كمال و جواهر زواهر حسن و جمال ، در رود نيل مخزون مىبود تا موسى بفرمان الهى مأمور شد كه بنى اسرائيل را از مصر بيرون برد و از قيد رقيّت فرعونيان باز رهاند ، چون ليلهء داج ، دواج « 1 » ظلمت دركشيد ، و دكان داران افلاك نقود دراهم و دنانير بر نطع فلك اثير بگسترانيده ، بنى اسرائيليان جار رسانيده پاى قرار بر مركب فرار نهاده چون از عمرانات به فلوات رسيدند ظلمتى در هوا پديد آمد و ايشان راه گم كرده ، از طريق مستقيم انحراف نمودند بعد از آنكه از صعوبت حال ، كار باضطرار رسيد ، همه متحيّر فروماندند ، علماى بنى اسرائيل همه اتّفاق كردند كه سبب اين پريشانى آنست كه يوسف از ما عهد و پيمان گرفته بود كه از مصر بيرون نرويم تا جسد مباركش را از ديار فراعنه بيرون بريم . چون كليم از اين معنى خبردار شد خواست كه به وصيّت صدّيق عمل نمايد هر چند استفسار نمود كه مدفن آن حضرت در كدام محل از نيل تواند بود . هيچكس بر آن اطلاع نداشت . تا عاقبتالامر پيره زالى عجوزى مفلوجى نابينائى بود كه از غايت فرتوتى پرده ( اوهن البيوت » عنكبوتى بافته و مرور دهور و اعوام و ليالى
--> ( 1 ) - ح : واخ .