معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

781

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

اما بيان ارتحال يوسف از دار ملال بملك بىزوال آورده‌اند كه يوسف بعد از آنكه تير دعا از كمان صدق و صفا بجناب قدس كبريا فرستاد اجابت دعا متيقّن گشت برادران را طلب داشته به نزد خود بنشاند ، و خطبهء وداع بر ايشان خواند يهودا را كه انوار فراست و آثار نجابت در ناصيهء او بيشتر مشاهده مىفرمود به امارت و رياست بنى اسرائيل و اتباع و اشياع خاندان خليل نصب فرمود و همه را بانقياد امر و نهى و اطاعت فرمان او اشارت فرمود ، اولاد يعقوب وصيّت وى قبول كرده پرسيدند كه بعد از تو احوال منتسبان دودمان رسالت در رخا و شدّت و ضعف و قوّت چون خواهد بود و به كجا خواهد انجاميد جواب داد كه شما بر جادهء ملّت ابراهيم مستقيم باشيد و متابعت آباء خود را لازم شماريد كه بارى سبحانه و تعالى در ذرّيه شما بركت فرموده ، مهام شما را بر وفق مرام با تمام خواهد رسانيد . اما بعد از فوت من به مدّتى قليل و زمانى اندك جبّارى ستمكارى و ظالمى قهّارى از نتايج اسباط عملاق و قبط بر ممالك مصر مستولى شود و از غايت عجز بشريت گمراه گشته دعوى ربوبيّت كند و مدّت چهارصد سال قادر ذو الجلال او را در فرمان دهى مهلت دهد و مجموع بنى اسرائيل را در ربقهء عبوديّت و ذلّ بندگى كشد و علامت ظهور آن بدكردار آنست كه خروس سفيدى كه در خانهء منست اخرس و خاموش شود و صياح او در آن اوقات مطلق به گوش اهل فساد و صلاح نرسد و چون ايّام سلطنت آن ملعون غدّار به انقضا متقارب گردد ، از سبط برادرم لاوى . پيغمبرى موسى نام مبعوث گردد و بوجود با مكرمت وجودش همين خروس باز