معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

760

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

نَزَغَ الشَّيْطانُ بَيْنِي وَ بَيْنَ إِخْوَتِي » از پس آنكه خلاف افكند شيطان ميان من و ميان برادران « إِنَّ رَبِّي لَطِيفٌ لِما يَشاءُ » . به درستى و راستى كه خداوند من عالم است و نيكوكردار . هر چه را خواهد و هر كه را خواهد « إِنَّهُ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ » به درستى و راستى كه وى سبحانه و تعالى دانا است و راست كردار . او داند كه اهل لطف كيست و اهل عنف كه . قوله تعالى « فَلَمَّا دَخَلُوا عَلى يُوسُفَ آوى إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ » . نقلست : كه چون يعقوب با اولاد تشريف حضور ارزانى فرمود و مجموع ايشان هفتاد و دو نفر بودند كه بمصر درآمدند و آن روز كه موسى از مصر بيرون آمد ششصد « 1 » هزار و پانصد و هفتاد و دو مرد مقاتل بودند « 2 » از وراى كودكان و پيران و ذرّيات ايشان كه هزار هزار و دويست هزار نفر بودند . حقّ تعالى در نسل اسرائيل اين همه بركت وضع فرمود . در خبر است كه روزى حضرت رسول از جبرئيل سؤال كرد كه از عجايب عالم چه ديدهء ؟ گفت : دو قافلهء عجيب مشاهده كردم ، يكى بمصر درآمد و ديگرى از مصر بيرون رفت ، آن قافله كه درآمد بروز درآمد و آنكه بيرون رفت به شب بيرون رفت ، غافله سالار غافله روز يعقوب بود و غافله سالار كاروان شب موسى ، كاروان روز هفتاد و دو نفر بودند و كاروان شب ششصد هزار و پانصد و هفتاد ، آنها بروز درآمدند زيرا كه كاروان طلب بودند و يوسف را مىجستند ، جوينده بروز آيد و گريزنده به شب . و اين‌ها به شب رفتند زيرا كه كاروان حرب بودند از فرعون مىجستند و مراد از اين دو كاروان اولاد يعقوب بودند كه چون در مصر درآمدند قليل بودند و چون بيرون رفتند بسيار بودند .

--> ( 1 ) - ح : شش هزار و پانصد . ( 2 ) - د : از وراى كودكان و پيران و ذريات ايشان كه .