معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
754
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
سوى نگار عشوهگر « 1 » ، گر اتفاق افتد نظر * از عقل و دانش در كذرسرمست و شيدا شو روان از خويش و بيگانه به چه ، دستى بهر يارى مده * بار خودى از خود بنه ، در خويش تنها شو روان از خويش چون تنها روى ، از لا سوى الّا روى * گر بايدت كآنجا روى ، بيدست و بىپا شو روان چون تو ز خود پنهان شوى ، هر چيز خواهى آن شوى * خواهى كه تا جانان شوى ، از غير يكتا شو روان در روى دريا چون خسى ، گشتى تو برگردان بسى * خواهى معين گردى كسى ، زنهار با ما شو روان [ بيان بخشش و گذشت حضرت يوسف و يعقوب از گناه فرزندان و برادران ] « قالُوا يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا » گفتند فرزندان يعقوب اى پدر ما آمرزش خواه گناهان ما را « إِنَّا كُنَّا خاطِئِينَ » به درستى و راستى كه ما بودهايم از بدكرداران در حقّ تو و هم در حقّ فرزند تو « قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي » . يعقوب گفت زود باشد كه آمرزش خواهم از براى شما از پروردگار خود جلّ ذكره « إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ » به درستى و راستى كه پروردگار من ، آمرزندهء گناهان بندگان است و مهربان دربارهء ايشان . بعد از آنكه كيفيّت حال ايشان ظاهر شد و جريمه برادران معلوم گشت در مقام عذر خواهى برآمده ، نزد پدر آمدند استدعاى دعا و استغفار نمودند تا پدر از براى ايشان از حقّ تعالى مغفرت و عفو گناهان خواهد ، حضرت يعقوب فى الحال از براى ايشان استغفار نكرده ، بلكه در تسويف افكند و وعده داد كه بعد از اين براى ايشان آمرزش خواهد .
--> ( 1 ) - سوى نگار جلوهگر ، گر اتفاق افتد سفر .