معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
735
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
بر سر آن خيل و حشم برافراشته ، چتر پادشاهانه بر فرق همايون يوسف داشته ، از دور چون نظر يعقوب بر چتر افتاد پرسيد كه اين كيست ؟ [ ملاقات حضرت يوسف با پدر بزرگوار خود ] گفتند : كه اين يوسف پسر تو است كه حقّ تعالى به اين دولت و مكنتش سرافراز گردانيده باستقبال تو مىآيد . يعقوب از مركب فرود آمد ، و دست در گردن يهودا آورده روان شد چون نظر يوسف به يعقوب و بر آن جانب افتاد ، يهودا را بشناخت ديد كه پيرى ضعيف در جنب آن قامت با ضخامت متوجّه او است ، دانست كه يعقوب است ، فى الحال از جنيبت فرود آمد و ريّان بن وليد نيز پياده شد و صدّيق بر ملك پيشى گرفته به نزديك پدر رفت . روايتى آنست : كه چون هر دو را نظر بر يكديگر افتاد هر دو از پاى درآمدند ، و در ميان ميدان به پهلو مىغلطيدند تا به يكديگر رسيده هر دو هم را در كنار گرفتند ، و لشكر همه از دور ايستاده در ايشان مىديدند و غريو از اطراف انجمن برآمد ، و غلغله و شغب ايشان به قبّه افلاك رسيد و درهاى آسمان را بگشادند و لشكر ملك در ميدان فلك چون نظارگيان بر شرف آسمان به تفرج اين خاكيان ، صف بركشيدند ، دكّان داران كواكب روز بازار « 1 » « وَ السَّماءِ ذاتِ الْحُبُكِ » را به درر « 2 » ثوابت و لئالى ثواقب آئين بستند ، حور عين از باغ خلد برين گلدستهها از اصناف اوراد و رياحين ترتيب « 3 » دادند ، سبزبوشان خانقاه ملكوت درين سور با سرور گشتند ، جرعهنوشان حرمسراى جبروت در اين سرور « 4 » دستافشانيها نمودند . القصه - سكان قطان اطباق سماوات ، در اشتياق اين دو مشتاق حيران مانده بجناب قدس الهى جلّ و علا بناليدند كه الهى اين نوع اشتياق و لذّت
--> ( 1 ) - دكان داران كواكب دور . ( 2 ) - به در ثوابت . ( 3 ) - ح : ترتيب دادند . ( 4 ) - د : تمار .