معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
706
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
هر كه را تقوى كرامت فرمودند ، تا از خداى تعالى بترسيد و در نعمت شكر گفت و در محنت صبر كرد . وى از جمله محسنانست و اللّه تعالى اجر محسنان را ضايع نكند « قالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنا » برادران گفتند سوگند به خداى تعالى كه ترا برگزيد اللّه تعالى بر ما و تفضيل كرامت فرمود ، هم بعقل و هم به حكم و هم بحسن و هم بعلم « وَ إِنْ كُنَّا لَخاطِئِينَ » و ما نبوديم مگر خطاكاران و اين عذر خواهى بود از ايشان نزد يوسف از معاملاتى كه با وى پيش برده بودند . و چون ايشان از روى اعتذار پيش آمدند و اقرار بتفضيل وى نمودند و اعتراف بتقصير خود پيش آوردند ، يوسف نيز ايشان را از سرزنش و خجالت بيرون آورد « قالَ لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ » يوسف گفت : بر شما هيچ سرزنش نيست امروز « يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ » بيامرزد خداى تعالى شما را و او مهربانتر مهربانان است ، يوسف برادران را در تشوير و خجالت ديد بر ايشان نپسنديد ايشان را از آن عقوبت به يك كلمه نجات داد « لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ » گفت شما را بهآنچه از پيش رفت تغييرى نيست و در برابر آن انتقام و مكافاتى نه ، بلكه حرمت و عزّت و حقوق اخوّت در ميان است و بعد از آنكه ايشان را از خجالت و سرزنش دنيوى ايمن گردانيد ، از ملامت و غرامت روز قيامت نيز خواست كه در امان باشند ، از براى ايشان طلب مغفرت فرموده گفت « يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ » . نقلست : كه روز فتح مكه كه حكم و فرمان حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و سلّم بر رقاب جبابرهء قريش و اعناق اكاسرهء و صنا ديد جيش جريان يافت و مكّه و توابع آن در ضبط اقتدار آن حضرت منخرط گشت ، كفّار فجّار كه به نسبت به آن سرور ابرار ، يعنى محمّد مختار عليه الصّلاة و السّلام آن همه اذيّت برده بودند ، بهغايت متوهّم « 1 » بودند و دل از خانومان ، بلكه از جان و جهان
--> ( 1 ) - ح : متوحش .