معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

687

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

جواب آنست كه حقّ تعالى مىخواست تا نقد وجودش را به محك غم و اندوه ، در نظر ملائكه بيازمايد ، تا جودت و عيار آن نقد « 1 » خالص در نظر مبصّران عالم ملكوت مكشوف گردد ، از اينجا است كه ارباب تحقيق گفته‌اند كه بلا محكى است كه زر خالص وجود طالبان را از مغشوش جدا كند و صفوف « 2 » و صنوف ارباب دعوى را در نظر اصحاب معنى ظاهر و هويدا مىگرداند ، كمند شوقى است كه دور افتادگان بيابان هوا و هوس را بمجالس قرب و مناظر قدس حضرت اقدس مىكشاند ، معراج ابتهاج است كه منزويان برازخ ناسوت را به ذروهء اعلى و عروهء وثقاى لاهوت مىرساند . بيت گل شادى همىخواهى ز خار غم مكش دامن * قدم گر طالب گنجى بكام اژدها درنه وجودت چون مس آمد كيمياى عشق حاصل كن * بكانون غمش بگداز و آنگه كيميا درده عروج جان اگر خواهى بر اوج طارم وحدت * قدم بر فرق هستى زن دو عالم را صلا در ده و در آثار آورده است كه اللّه تعالى فرموده « لو علمت شيئا ابلغ فى طاعتى من الحزن لابتليت به يعقوب حتى اعطيته الدّرجة الّتى اعددت له » فرمود كه اگر هيچ راهى نزديكتر به مقصود بودى من يعقوب را به آن دلالت نمودى تا بدرجات مطالبش رسانيدى و حضرت رسالت ( ص ) فرمود « انّ اللّه تعالى يحبّ كل قلب حزين » حقّ تعالى هر دل اندوهگين را دوست مىدارد چون روز قيامت شود اهل بلا را حاضر گرداند نه ايشان را نامه خواندن فرمايد و نه عمل سنجاند « 3 »

--> ( 1 ) - د : نقيص خالص . ( 2 ) - د : زيوف . ( 3 ) - ح : و نه عمل سنجيدن .