معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

678

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

پرده‌ها نبودى در مشاهدهء نور ذات هيچ باقى نماندى « حجاب النّور « 1 » لو كشفت لاحرقت سبحات « 2 » وجهه ما انتهى اليه بصره » . موسى را مظنّه آن بود كه بىحجاب مگر تواند ديد و حقّ تعالى دانست كه نمىتواند ، لا جرم كوه را در ميان واسطه ساختند و گفتند در كوه نگر ، تا پردهء تست از پس پرده ، ما را ببين كه در كشف طاقت ندارى . كذلك سليمان نيز مملكت از براى آن خواست تا پرده او شود . حاصل يعقوب را صورت يوسف پردهء بود كه از وراى آن پردهء مصوّر جمال مصوّر « 3 » متصوّر بود ، يعقوب در حين تولّى از خلق در تلاطم امواج انوار تجلّى مستغرق گشت ، چنان كه هيكل بشريّت در سطوات نور حقيقت نزديك بود كه از خلعت وجود عارى گردد و بكتم عدم متوارى شود ، فرياد برآورد كه « يا أَسَفى عَلى يُوسُفَ » كاش آن پرده در پيش جمال حايل بودى تا در نقوش آن پرده مشاهدهء نقش بنده ممكن گشتى . بيت نيست كس را طاقت ديدار آن صاحب [ تاب ] جمال * پردهء بهر خدا پيش رخش حايل كنيد [ تحقيق عرفانى در بيان عشق و صفاى عاشق ] تحقيق شريف بلسان اهل رفعت و معرفت - بدانكه ارباب رفعت و معرفت گفته‌اند : كه در اوان صفاى دل و بقاى تن اگر عاشق خواهد كه خود را در خود بيند صفتى از صفات معشوق و يا اسمى از اسماء وى در ميان او و ديدهء عاشق حجاب شود ، تا چون عاشق در آن پرده نظر كند ، به ديدهء معشوق جمال معشوق بيند . شير جان شكار « 4 » عشق در كمين قهر مردم اشارت مىكند كه درنگر تا همگى او را در خود بجاى خود بينى ، كه اگر در اين حال طالب خود شوى ، در زير پنجهء من افكار گردى .

--> ( 1 ) - ح - د : حجابه النور . ( 2 ) - ح : لاحرقت وجهه . ( 3 ) - ح : جمال مقصود متصور بود . ( 4 ) - ح : شير جان به شكار عاشق .