معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
674
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
اما اللّطائف و الاشارات و النّكات و الحقائق فى هذه الآيات قوله تعالى « ارْجِعُوا إِلى أَبِيكُمْ فَقُولُوا يا أَبانا إِنَّ ابْنَكَ سَرَقَ » لطيفه بلسان المحبّة - اى درويش يعقوب در فراق يوسف بىسروسامان شده بود و درماندهء درد بىدرمان گشته ، خواست كه از ياد محبوب جراحت خود را مرهم سازد و با يادگار دوست آرامى جويد بنيامين كه با يوسف از يك مشرب آب خورده بودند و در يك كنار پرورده ، قايممقام دوست ساخت و غمگسار خويش گردانيد . آرى عاشق را پيوسته دل به كسى مايل باشد كه او را با معشوق پيوندى بود و يا بوجهى از وجوه مشاكلتى دارد نه بينى كه مجنون بنى عامر بصحرا بيرون رفته و با آهوئى آرام گرفته ، با وى گفتند : كه با اين وحشى چه الفت پيدا كردهء كه گاهى دست در گردنش در مىآرى و گاهى چشم وى مىبوسى ؟ گفت : گردنش به گردن ليلى مىماند و چشم وى به چشم ليلى مشابه است « فعيناك عيناها و جيدك جيدها » و چون يعقوب دل در بنيامين بست و قدرى با وى آرام گرفت ديگرباره در حقّ وى دهرهء زهرآلود « 1 » از نيام دهر بركشيدند و از پدرش جدا كردند و آنگاه نام دزدى هم بوى افكندند و بر بلا « 2 » بلا افزودند و بر بالاى جراحت نمكى هم ريختند و سوخته را ديگرباره بسوختند . آرى چنان كه آتش خرقهء سوخته خواهد تا برافروزد ، فراق نيز دل سوخته خواهد تا با وى درسازد .
--> ( 1 ) - ح : دهرهء زهر . ( 2 ) - ح : و بر بالاى بلا افزودند .