معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

672

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

شرم نمىدارى اى يعقوب كه به نزد غير شكايت مىكنى به عزّت و جلال ما كه اين غم و اندوه از تو زائل نگردانيم تا همه ما را بخوانى و مبلى و منعم همه ما را دانى . يعقوب فرمود : « أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ » آنگاه به حقّ تعالى مناجات كرد كه « الهى اما ترحم الشّيخ الكبير » خداوندا روشنائى ديده را زائل گردانيدى و پشت مرا از استقامت بانحناء متحوّل ساختى ، آن دو ريحان بوستان امانى مرا به من بازگردان . از « 1 » حقّ تعالى بشارت آمد كه اى يعقوب اگر اين دو فرزند ارجمندت از زمرهء اهل حيات به قافلهء ارباب ممات ملحق گشته باشند ، از براى پاس خاطر تو ايشان را زنده گردانم و هر دو را به سلامت به تو رسانم ، اكنون طعامى از براى مسكينان بساز و خاطر فاتر فقرا را به تنقّلات انعام بنواز كه دوست‌ترين بندگان نزد من انبيا و مساكين‌اند و بدانكه آنچه كه به تو رسيده از محنت « 2 » و فراق ، و سوز نار اشتياق همه به جهت آن بود كه فلان روز گوسفندى ذبح كرده بودى و آن را مشوى ساخته و رايحهء آن انتشار يافته بود و فقيرى بر درگاه تو آمده ، بوى آن به مشام وى رسيد و تو او را از آن طعام ندادى اين همه فراق و درد و داغ جدائى از آن كشيدى . آورده‌اند كه بعد از اين هر وقت شام و چاشت در نظر يعقوب آوردى منادى را فرمودى تا ندا كردى كه « من اراد الغذاء فليقعد مع يعقوب و من كان صائما فليفطر اللّيلة « 3 » عند آل يعقوب » . و نيز گويند كه همسايهء بود يعقوب را روزى بر وى درآمد و او را به‌غايت ضعيف

--> ( 1 ) - ح : از نزد . ( 2 ) - ح : از محنت فراق . ( 3 ) - ح : فليفطر الليل .