معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

636

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

زينهار تا برادران ندانند كه هنوز دستورى نيست كه خويشتن را ظاهر گردانم و گويند بنيامين را در آن وقت حالتى طارى شده بود كه از غايت فرح و سرور به تمامى از خود غايب گشته و همگى محو مشاهدهء جمال محبوب شده . خسرو دهلوى خرّم آن روز كه مشتاق به يارى برسد * آرزومند نگارى به كنارى برسد قيمت گل نشناسد مگر آن مرغ اسير * كه خزان ديده بود پس به بهارى برسد عزّت وصل « 1 » نداند مگر آن سوخته دل * كه پس از دورى بسيار به يارى برسد در خبر است كه چون منظوران نظر عنايت بدخول جنّت فايز آيند ، مشتاق ديدار ، منتظر كشف استار باشند ، كه ناگاه حجاب از پيش ديدهء ايشان بردارند و به شراب مشاهده سرمستشان گردانند ، مدت هشتصد هزار سال در آن مستى بىشعور باشند تا حوريان جنّت به فرياد آيند . گويند : خداوندا مدّت انتظار ما دراز كشيده و ايّام مفارقت بتطويل انجاميده ، دوستان ما را از ما بازستانيدى و ما را از حظوظ محروم گردانيدى . حقّ تعالى حجابى در ميان آرد و ايشان را به ايشان باز دهد ، بندگان در ناله درآيند كه : الهنا و سيّدنا چه بودى كه ما را يك لحظه در لذت مشاهده بگذاشتى ، بعد از آن هر چه خواستى با ما پيش بردى . خطاب دررسد كه اى منظوران نظرات افضال ، و اى ناظران انوار جمال و جلال ، هيچ مىدانيد كه چند گاه است كه در درياى مشاهده مستغرقيد ؟ گويند : « لحظة او لحظتين » خداى تعالى فرمايد كه « و عزّتى و جلالى قد رفعت بينى « 2 » و بينكم و انتم على مشاهدة ثمان مائة الف سنة » سوگند

--> ( 1 ) - الف : چه داند . ( 2 ) - ح : « قد رفعت الحجاب بينى و بينكم و انتم على الشهود ثمانية الف سنة » .