معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
596
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
امّا بيان قصّه مستخبران « 1 » آثار و مستحضران اخبار چنين روايت كردهاند كه چون قضيّه آز و نياز مردم بواسط تنگى معاش بتطويل انجاميد ، و بلاى قحط و غلا و غوغاى « 2 » استيلاى آن بنواحى عراق و شام رسيد و خلل در معاش كرام و لئام راه يافت ، و خرابى باحوال خواص و عوام استيلا پذيرفت ، طايفهء از ساكنان كنعان ، كه در سيلاب قحط و ناياب ، و گرداب مجاعت و اضطراب ، غرق گشته بودند ، و آتش جوع ، خاك مصابرتشان بر باد تفجّع و تجوّع داده بود ، صغار و كبارشان را مجال اصطبار نمانده ، و اطفال و عورات را عنان تمالك و تماسك از دست رفته ، در خلال اين احوال اولاد يعقوب به نزد پدر آمدند ، و بيچارگى اطفال و مستمندى اهل و عيال را معروض آن حضرت گردانيدند . يعقوب در آن وقت از سورت فراق و شدّت اشتياق يوسف از ميان فرزندان بيرون رفته بود ، و بر سر راه شام بر بالاى تل كنعان خانهء بود چون گور گناهكاران تنگ و تاريك ، اختيار كرده ، آن را بيت الاحزان نام نهاده و در آنجا منزوى گشته بود ، و هرگاه شاميان به تحصيل غلّه بمصر مىرفتند و در آنجا غلّه خريده مراجعت مىنمودند گذرشان بر اين موضع مىبود ، به زيارت آن حضرت مبادرت مىنمودند ، و اوصاف كمال و حسن فعال عزيز در حقّ شاميان نزد آن حضرت بيان مىكردند ، و ذكر اخلاق پسنديدهء آن حضرت از اكرام ميهمان و اطعام و انعام ايشان در ميان مىآوردند ، و خاطر حضرت يعقوب باستماع اين نوع سخنان بعزيز ميل مىكرد و
--> ( 1 ) - الف : مستخبران اخبار و مستحضران آثار . ( 2 ) - الف : غوقاى .