معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
573
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
قصهء پيدا كردن احوال زليخا و ضعف و ناتوانى او و عرض نياز او بيوسف و به مراودت استسعاد يافتن آوردهاند كه چون شام محنت يوسف به انجام رسيد و صبح روح و راحت از مطلع عنايت بدميد ، اجراى امور بفرمان او قرار گرفت . و طغراى حكومتش بر اشهاد « 1 » نافذ گشت . آن اندوه و بلا و محنت و عنا كه مدّتى قرين و همنشين آن حضرت بود روى به محنت خانه زليخا آورد ، تا دانى كه در اين دايرهء كون و فساد اندوه و شادى داير است و هيچكدام را بقائى و ثباتى ميسّر نيست . قطعه بدين صحيفه مينا به خامهء « 3 » خورشيد « 2 » * نگاشته سخنى خوش به آب زر ديدم ايا به دولت ده روزه گشته مستظهر * مباش غرّه كه از تو بزرگتر ديدم كسى كه تاج ز زر بود بر سرش بصباح * نماز شام ورا خشت زير سر ديدم ز روزگار همين عادتم پسند آمد * كه زشت و خوب و بد و نيك درگذر ديدم
--> ( 1 ) - الف : مصريان . ( 2 ) - الف : جهان بگشتم و آفاق سر بسر ديدم * نه مردمم اگر از مردمى اثر ديدم ( 3 ) - الف : به خانهء سينه .