معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

569

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

سلطنت ابديّه فايز گردد ، و بكمال كرم خداوندى جلّ ذكره و به ذروهء مقاصد خود و اصل گردد . [ بيان عرفانى در مورد مرگ مؤمن و انتقال بدار بقا ] چنان كه در احياء العلوم غزالى و تنبيه فقيه ابى اللّيث سمرقندى قدّس اللّه تعالى روحهما آورده است كه حضرت رسول عليه الصّلاة و السّلام فرمود كه چون بندهء مؤمن روى به آخرت آرد و از دنيا اعراض كرده رشتهء عمرش منقطع گردد و حجاب حيات فانى مرتفع شود ، فرشتگان رحمت با رويهاى سفيد و روشن چون آفتاب فرود آيند و با خود از كفنهاى بهشتى كفنى معطّر بعطر عبير جنّت همراه بيارند ، و آن مقدار كه چشم بيفتد از دور در برابر بنده بايستد ، بعد از آن ملك‌الموت بر سر بالين وى فرود آيد و گويد : « يا ايّتها النّفس المطمئنّة اخرجى الى مغفرة من اللّه و رضوان » اى نفس آرام‌گيرنده بطاعات و عبادات ، بيرون آى به مغفرت و رضاى پروردگار خود جلّ ذكره چون روح بنده به اين خطاب مستطاب مشرّف گردد مرفّه‌الحال به‌آسانى چون موى از خمير بيرون آيد ، فى الحال آن فرشتگان كه از دور ايستاده‌اند به نزديك آيند و روح او را ملك‌الموت گرفته در آن كفن بهشتى مىپيچند و بطيب و عطر جنّتش مطيّب گردانند و به آسمان بالا برند و بر هر فوج از افواج ملائكه كه او را بگذرانند دماغ ايشان بطيب طيّب وى مروح گردد ، پرسند كه اين روح كدام بنده است ، آن فرشتگان رحمت مر او را بنام نيكوترين بخوانند ، و گويند روح فلان بن فلان است ، همه بر وى اطباق دعا و استغفار نثار كنند ، و درهاى آسمانها گشاده باستقبال روح وى آيند همچنين تا آسمان هفتم بگذرانند ، خطاب آيد كه كتاب او را در عليّين ثبت كنيد و روح او را باز بجانب زمين بازگردانيد ، كه حكم ما چنين رفته است كه « مِنْها خَلَقْناكُمْ وَ فِيها نُعِيدُكُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً أُخْرى » پس آن روح شريف را بديدن وى بازگردانند آنگاه نكير و منكر را بقبر وى باز فرستند تا از وى سه سؤال كنند « من ربّك » گويد : « اللّه ربّى » گويند : « ما دينك » گويد : « دينى الاسلام » گويند : « ما تقول فى هذا الرّجل الّذى بعث فيكم » گويد :