معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
556
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
[ بيان تفويض كارهاى ملك به حضرت يوسف و حكايت قحط و غلا ] آوردهاند كه چون صدّيق را امر مذكور مفوّض گشت و زمام اين عمل خطير به كف كفايتش دادند ، اوّل فرمان داد تا در حوالى مصر موضعى وسيع بنا كردند كه هواى معتدل داشت و زمين وى از عيب نم ، سالم بود و در آن موضع فرمود تا خانهاى عالى و بناهاى رفيع چون سدّ سكندر استوار ، و مانند گنبد حرمان « 1 » پايدار بنا نهادهاند . چنانچه در بعضى تفاسير آورده است كه ساحت آن عمارت پانزده ميل اندر ده ميل بود و در آنجا بيست و چهار هزار خانه ساخته بودند و همه را استوار و مضبوط كرده ، چنان كه از نم و باران مصون و محفوظ باشد ، و اين عمارت پيش از رسيدن هفت سال گشايش بود و به يك سال و نيم در سال اوّل كه اوّل سال خصب و رخا بود . يوسف بفرمود تا در صحرا و دشت و بيابان آن مقدار كه مقدور بود تخم افكندند و آنجا كه آب وفا مىكرد تعهد آب باب مىنمودند و آنجا كه آب نمىرسيد يوسف دعا مىفرمود و به بركت دعاى آن حضرت حضرت ربّ العالمين جلّ جلاله باران مىفرستاد تا محصولات آن بكمال مىرسيد و براى ضبط و رفع غلّات امينان كارگزار معيّن ساخت تا مجموع محصولات را الا قليل در آن عمارت مضبوط ساخته ، محفوظ نمودند ، تمام آن شهرستان از غلّهء ذخيره مملوّ گشت ، عمارت ديگر بنا كردند بهغايت وسيع و سالهاى آينده غلات را در آن عمارت ذخيره مىنهادند تا هفت سال بر اين منوال بگذشت و وقت قحط و ايّام مجاعت نزديك رسيد . يوسف ملك را خبر كرد كه فلان شب ابتداى سال قحط و نياز خواهد بود و گرسنگى و مجاعت بر مردم مستولى خواهد شد ، چنان كه همه به فرياد آيند . ملك گفت : آن گرسنگى و مجاعت مر فقرا و مساكين را باشد يا خود تمامى خلايق را از اوضاع و اشراف دريابد .
--> ( 1 ) - د : هرمان .