معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

529

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

مدتى است كه در زندان محبوس است و در تعبير خواب ماهر و در آن روز كه من در زندان بودم خوابى ديدم و پيش وى رفتم و تعبير خواب من بر وجهى نمود كه بيان واقع بود . و غلاميست به‌غايت زيبا . و خردمند و دانا و بر ملّت ابراهيم خليل و چون بملاقات وى مشرّف گشتم و بر احوال وى مطّلع شدم مر او را « قائم اللّيل و صائم النّهار » يافتم و به عيادت بيماران و كفايت مهمّات ايشان پردازد ، و دل نيكان و مظلومان را تسلّى داده ، دلدارى نمايد و نوميدان را بفرج اميدوارى دهد ، و طعام خويش به حاجتمندان و درماندگان ايثار كند و هم بحسن صورت آراسته و هم به صفاى سريرت پيراسته ، در خاموشى با مهابت و در گفتار با ملاحت ، از دور باصولت و از نزديك با حلاوت ، بردبار و نيكوكار و شيرين ديدار و با اين همه مىگويد كه از فرزندان ابراهيم خليل است ، پسر آن پيغمبر كه بوادى كنعان است ، يعقوب ابن اسحاق و عزيز بىتميز ، چندين سالست كه او را در زندان محبوس داشته . بفرموده زن ملك ، در استخبار تعبير تعجيل نموده ، شرابدار را به زندان فرستاد و ساقى بفرمان عمل نموده ، به زندان آمد و گفت : « يُوسُفُ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ أَفْتِنا فِي سَبْعِ بَقَراتٍ الآية » ملك خوابى اين چنين ديده و تمامى معبّران از تعبير آن عاجز آمده‌اند . و روايتى آنكه اسناد رؤيا اولا به خود كرده . گفت : چنين خوابى ديده‌ام و تقرير واقعه باتمام رسانيد . يوسف فرمود : اين خواب نه در خور احوال تست اين خواب اگر ديده است ملك ريّان ديده ، ساقى تعجّب نموده گفت : بلى چنين است ، مرا ملك فرستاده و تعبير آن خواب خواسته . اكنون بايد كه تعبير و تأويل آن بيان كنى تا من بازگردم و مردم را از تعبير آن خواب اعلام كنم « لَعَلِّي أَرْجِعُ إِلَى النَّاسِ » . بعضى گويند مراد از ناس ملك است كه رائى اين واقعه اوست چه مقصود از صاحب واقعه اوست و اعلام او را باشد ، و قيل مراد همه مردم است تا همه كس