معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

20

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

دارد يكى آنكه كلام حق جل و علا است قايم بذات وى ، و بدين معنى غير مخلوقست و اعتبار ديگر آنكه مقرون به زبان ماست « 1 » و مكتوب در صحف ما ، و محفوظ در قلوب ما ، به اين اعتبار مخلوقست ، و آنكه اسناد نزول و عربيت فرمود باعتبار دوميست « 2 » پس نزاع مرتفع گشت و الحمد للّه . بدانكه ادراك ظهور قديم در كسوت حدوث به‌غايت مشگلست و آنانى كه از غشاوت حدوث ، قدم بيرون ننهاده‌اند ، و نقاب صوت و حرف از جمال اين پردگى عالم غيب برنداشته‌اند ، بر حقيقت اين معنى اطلاع نيافته‌اند ، كلامى كه از صفت قديم است قايم بذات قديم تا « 3 » بعالم حدوث آيد و مونس جان و راحت « 4 » روان مهجوران زاويه هجران گردد ، به لباسهاى مختلف و كسوتهاى گوناگون متكيّف « 5 » مىبايدش ، و تحقيق اين ، آنست كه چون قرآن از « 6 » عالم غيب بعالم شهادت آمد و از عالم بىرنگى به سرحد جهان رنگ‌آميزى نزول « 7 » فرمود ، اول تجلّى كرد بر قلم و در آن تجلّى كسوتى پوشيد تا قلم را قابليت قبول منشا « 8 » پديد آمد و چون بلوح درآمد كسوتى ديگر پوشيد و چون از لوح به پيشانى قابليت اسرافيل منعكس گشته كسوت ديگر اختيار كرد ، و چون از لوح پيشانى اسرافيل « 9 » به نظر جبرئيل آمد و بر معنى آن اطلاع يافت كسوت ديگرش پوشانيدند ، و چون از جبرئيل به حضرت رسالت پناه منتقل گشت بنقاب ديگر محتجب شد ، و چون از خواجه عليه السلام به صحابه « 10 » رسيد بحجاب ديگر درآمد . حاصل اين عروس حجله غيب به صد هزار پرده متوارى گشته است تا امروز به مشاطگى حبره و قلم بر تخت قرطاس بر ديدها تجلّى مىكند و به دلالگى آواز ، از گوشهاى ارباب راز ، نغمه‌سرائى مىنمايد .

--> ( 1 ) - چ : مقر و به زبان ما . ( 2 ) - چ : و عربيت به آن فرمود به اين اعتبار . ( 3 ) - چ : با بعالم . ( 4 ) - روح و روان . ( 5 ) - خ : متكلف مىبايد شد . ( 6 ) - چ : مكمن . ( 7 ) - چ : مىفرمود . ( 8 ) - چ : آن پديد آمده . ( 9 ) - منظور نظر . ( 10 ) - چ : خواجه كائنات به عزت كرام رسيد .