معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
507
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
بسيار به نسبت هر يك از اهل زندان مشاهده مىكردند ، و مثل آنكه هر كه را غم و اندوه بر باطن استيلا يافتى ، يوسف انيس وى بودى ، و خاطر وى را بانواع بشارات صوريّه و معنويّه تسلّى مىدادى ، و اگر بيمار بودى يوسف عيادت وى مىكردى ، و به بيمار دارى وى قيام مىنمودى ، و با ديگران به مكارم اخلاق و محاسن افعال عمل مىفرمودى ، و ديگر آنكه همواره بطاعات و عبادات مواظبت مىنمودى ، و در امر دين و ديانت طريق احسان مسلوك مىداشت . چون حضرت يوسف ابتناء يكى از آن دو واقعه بر عطا و ديگر بر بلا مىديد ، ورق از آن سبق گردانيده « قالَ لا يَأْتِيكُما طَعامٌ تُرْزَقانِهِ إِلَّا نَبَّأْتُكُما بِتَأْوِيلِهِ قَبْلَ أَنْ يَأْتِيَكُما » گفت نرسد بشما طعامى كه خواهيد خوردن الا خبر دهم شما را پيش از آوردن ايشان ، و اين مثل آنست كه عيسى گفت : « وَ أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ » و مىشايد كه مراد ، از آن نيز تعبير خواب باشد يعنى اگر يكى از شما در خواب بيند كه طعامى مىخورد من از عاقبت آن خبر دهم شما را پيش از آنكه سرانجام آن بوى رسد . ايشان گفتند كه اين كار كاهنان « 1 » و ساحرانست تو ايشان را كجا ديده و اين علم از ايشان در چه وقت تعليم گرفته ؟ يوسف گفت : حاشا كه من متابعت آن جماعت كرده باشم و اين علم از ايشان آموخته بلكه روح من مؤيّد است بتأييدات آسمانى ، و ملهم است بالهام ربانى « جلّ جلاله و عمّ نواله » و اين از آن علومست كه پروردگان من به من تعليم فرموده « ذلِكُما مِمَّا عَلَّمَنِي رَبِّي » و چون بار ديگر از تعبير خوابهاى خود پرسيدند ديگر نوبت باز اعراض فرموده گفت : « إِنِّي تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ » گفت : اين عطا از نزد پروردگار من جلّ و علا به من حواله آمده از براى آنكه ترك ملّت كفّار كردم ، يعنى تعرّض ملت باطلهء ايشان نمودم ، و بمتابعت آباء و اجداد خود قيام نمودم .
--> ( 1 ) - ح - د : اين كار كاهنانست .