معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

489

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

آورده‌اند كه چون زليخا اجازت از عزيز حاصل كرد كه يوسف را به زندان فرستد ، و زمام اختيار را به قبضهء اقتدار خود ديد ، يوسف را به خلوت بخواند و با وى اين معنى نمود . * * كه اى كام دل و مقصود جانم * بعالم جز تو مقصودى ندانم « 1 » عزيزم بر تو بالا دست كرد است * سرت را زير حكمم پست كرد است اگر خواهم به زندان سازمت جاى * و گر خواهم بگردون سايمت پاى بنه سر ، سركشى تا چند با من ؟ * برا خوش ، ناخوشى تا چند با من ؟ قدم زن در مقام سازگارى * مرا از غم رهان خود را ز خوارى اگر كامم دهى كامت برآرم * بر اوج كبريا نامت برآرم و گرنه صد در زحمت گشاده * پس زجر تو زندان ايستاده برويم خرّم و خندان نشينى * از آن بهتر كه در زندان نشينى يوسف فرمود : اى زليخا هنوز بر سر گفتگوى خويشى از اين مقام درگذر ، و غبار اين آرزو از آئينهء ضمير محو كن ، از من خلاف آنچه رضاى خداى تعالى باشد صادر نشود و اميد مىدارم كه بحصول نه پيوندد .

--> ( 1 ) - الف : ندارم .