معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
433
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
صعوبت لرزه و اضطراب زمين به مرتبهء رسد كه تمامى خلايق از هيبت آن مدهوش گردند . و بعضى از مفسّران برآنند كه زلزلهء قيامت كنايه است از صعوبت احوال مردم در آن روز . و در تفسير امام زاهد رحمة اللّه تعالى روايت از عمر خطاب « 1 » ( رضى اللّه تعالى عنه ) كرده كه حضرت رسول ( صلّى اللّه تعالى عليه و سلّم ) فرمود كه اين آنگاه بود كه خلق بصعيد قيامت مجتمع گردند ، فرمان خداوند جلّ و علا به آدم صفى رسد كه : اى آدم از فرزندان خود نصيب دوزخ جدا كن ، گويد : الهى « كم من كم » از هر چند كس چند كس از براى دوزخ جدا كنم و چند از براى بهشت باقى گذارم ؟ فرمان آيد كه از هر هزار مرد نهصد و نود و نه از براى دوزخ تعيين نما و يكى از براى بهشت بگذار و از هر ده هزار زن نه هزار و نهصد و نود و نه از براى دوزخ جدا كن و يكى از براى بهشت باقى گذار ، در اين حال باشد كه هول بر دلها مستولى گردد و لرزه بر اندامها افتد ، زلزله روز قيامت عبارت از اين حال باشد . ابو بكر « 2 » صديق رضى الله تعالى عنه گفت : چون حضرت مصطفى صلّى اللّه عليه تعالى عليه السّلام و سلّم اين حديث تقرير فرمود ، خواب و قرار و آرام از ما زائل شد و ياران از بيم اين خبر گريان شدند و به خانهها بازگشتيم ؛ هيچكس از ما آن شب طعام نخورد و با اهل و عيال التفات ننمود تا ديگر روز مصطفى ( ص ) از اين حال واقف گشت ، بلال را فرمود تا منادى كرد ، ياران گرد آمدند و حضرت مصطفى صلّى اللّه تعالى عليه و سلّم بر منبر برآمد و خطبه فرمود بعد از آن گفت : به من رسيد كه شما دوش بر غم حديث بوديد كه ديروز از من شنيديد بدانيد كه آن يگانه كه در بهشت درآيد از مؤمنان باشند و باقى از يأجوج و مأجوج كه يكى از ايشان نميرد تا او را هزار فرزند نيايد همهء ايشان كافرانند .
--> ( 1 ) - الف : امير المؤمنين عليه الصلاة و السلام كه حضرت رسول . ( 2 ) - ح : على بن ابى طالب عليه السلام .