معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
408
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
غمازى نفرمودهاند ، و ليكن حكمى كنم ميان ايشان تا حقيقت حال ترا معلوم گردد . عزيز گفت : حكم كن . كودك گفت : « إِنْ كانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ » الآية . حاصل بصدق يوسف و افتراء زليخا بر وجهى كه معقول باشد دلالت فرمود . چون عزيز نگاه كرد ، پيراهن از عقب دريده ديد . گفت : « إِنَّهُ مِنْ كَيْدِكُنَّ إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ » . و چون بعد از امتحان بىباكى اين و پاكى آن ظاهر شد و عزيز را محقق گشت كه اين امر نتيجهء مكريست كه زليخا پرداخته و گوى سبقت در ميدان خيانت وى انداخته ، روى بيوسف آورده و تلطّف نموده عذر خواهى نمود و بتمهيد مراسم شفقت اشتغال فرمود و او را وصيّت كرده گفت « يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هذا » زينهار تا اظهار اين امر نكنى كه مبادا اين حديث ناشايست در مصر فاش شود و ورد زبان « 1 » دنى و اوباش گردد . آنگاه زليخا را در لباس ادب فرموده به صورت عضب گفت : « وَ اسْتَغْفِرِي لِذَنْبِكِ » چون مراوده را صاحب عهده تو بودهء بقدم اعتذار پيش آى و چون خيانت قصد معاشرت از تو ظاهر گشته ، بمراسم استغفار قيام نماى .
--> ( 1 ) - ح - د : و ورد زبان رنود و اوباش .