معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
397
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
چهارم - با حق تعالى آرميدن . علامت از خلق آرميدن چهار چيز است . اول آنكه - اگر همه مدح و ثناى تو گويند ، بدان شاد نگردى ، چون مىدانى از عنصر بشريّتى . دويّم آنكه - اگر همهء خلق ترا بد گويند از آن ملول نشوى چون مىدانى آراسته بتوحيد و معرفتى . سيّم آنكه - اگر همهء عالم به تو سرى و سرورى جويند باك ندارى چون مىدانى كه پروردهء ربوبيّتى . چهارم آنكه - اگر همهء عالم كمر عبوديت تو بر ميان بندند مغرور نگردى چون مىدانى كه مقيّد بقيد عبوديّتى . اما علامت از دنيا بريدن نيز چهار است . اول آنكه - اگر همهء نعمتهاى دنيا تو دارى بدانى كه مر دار است . دويم آنكه - اگر همهء منّتهاى عالم روى به تو آورد بدانى كه برگذار است . سيّم آنكه - آنچه دارى بدهى و آنچه ندارى نجوئى كه دنيا سر بسر رنج و بيمار است . چهارم آنكه - محبت دنيا از دل بدر كنى كه دنيا مكّار و ناپايدار است « 1 » . اما علامت خود را ناديدن نيز چهار است . اول آنكه - تن خود را بر طبق رضا نهى و به قضا سپارى . دويم آنكه - دل خود را بر طبق جفا نهى و به عطا سپارى . سيّم آنكه - جان خود را بر طبق وفا نهى و به خدا سپارى . چهارم آنكه - سر خود را بر طبق صفا نهى و به لقا سپارى .
--> ( 1 ) - الف - ح : بيت : يار ناپايدار دوست مدار * دوستى را نشايد اين عذار