معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
6
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
خود كه مقام آباء و اجداد و مسقط رأس وى بوده است بمصر انتقال فرموده ، و لواء نبوت بر رئوس اهالى آن ديار ، انتشار نموده ، مىخواهيم بدانيم كه سبب « 1 » انتقال و موجب ارتحال وى چه بود « 2 » ، خواجه عليه السلام كه خطيب منبر وحى ، و اديب كشور امر و نهى بود فرمود « إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ » تا به من ننمايند « 3 » و تا رخصتم نفرمايند نگويم . در اين بودند كه جبرئيل از نزد حضرت عزت جل جلاله اين سوره را برسيد المرسلين عليه « 4 » صلوات المصلين فرود آورد ، چون خواجه صلى اللّه عليه و آله و سلم از استماع « 5 » وحى فارغ شد اين سوره را بر قوم خواندن گرفت . و قولى « 6 » ديگر آنكه صحابه رضى اللّه عنهم اجمعين نزد حضرت سيد المرسلين آمدند و گفتند يا رسول اللّه ما را آرزوى آنست كه اللّه تعالى بما سورهء فرستد كه مبنى بر امر و نهى و مبتنى بر وعد و وعيد نبود ، بلكه مشتمل باشد بر حكايات و قصص ، تا آينهء دل ما از زنگار هجوم وعظ « 7 » صقالت پذيرد . حضرت رب العالمين بر وفق آرزو و طبق مراد ايشان اين سوره انزال فرمود . و قولى ديگر آنكه جهودان نزد مؤمنان افتخار مىنمودند و اظهار فضل كتاب خود مىكردند كه در كتاب ما قصهء يوسف ( ع ) كه فرزند ارجمند « 8 » يعقوب است صلاة اللّه عليه بشرح و بسط و بيان غرايب و عجايب ، آن واقعه ، در آن مسطورست « 9 » و مىگفتند كه در كتاب شما اين قصه مذكور نيست « 10 » و حقايق آن در وى « 11 » مزبور نه ، و مؤمنان بدان سبب آرزومند آن مىبودند كه كيفيت اين واقعه ، بوحى قرآنى بدانند ، حق سبحانه و تعالى از براى تكريم و تشريف مؤمنان اين سوره كه مشتمل « 12 » است بر خوبترين ترتيبى بفرستاد و اين عقده از رشته عقيدهء ايشان بكمال كرم با كمال بگشاد .
--> ( 1 ) - د : آن انتقال و آن ارتحال ( 2 ) - د : بوده ( 3 ) - د : تا به من ننمايند نه بينم و تا نفرمايند نگويم ( 4 ) - د : صلوات اللّه و السلام عليه ( 5 ) - د : از استماع فارغ شد ( 6 ) - د : قولى ديگر آنست كه ( 7 ) - د : هموم و غصص ( 8 ) - د : فرزند يعقوب : بىارجمند ( 9 ) - د : بشرح و بسط مذكورست و بيان غرائب و عجايب آن واقعه در آن مسطور ( 10 ) - د : كه در كتاب شما اين قصه ( 11 ) - و لطائف و حقايق آن مزبورنى . ( 12 ) - د : مشتمل بود