معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

378

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

[ بيان محبت واقعى و مجازى و آنكه محب را كمترين بها سر باختن در راه دوست است ] لطيفهء جليله « 1 » - زليخا چون درها را به بست ، يوسف نگاه كرد زليخا را آراسته ديد ، سلام كرده روى از وى بگردانيد و به ديوار روى آورد ، و صورت خويش با زليخا بر ديوار منقوش ديد چشم از آنجا برداشت و به سقف خانه انداخت همان صورت در نظر وى درآمد چشم از آنجا برداشته بر زمين افكند همان صورت ديد متحيّر گشت . كذلك اى درويش مجموع اطباق سماوات و ارضين از سقف فلك اطلس تا بفرش زمين مسدس مبنى بر محبّت حضرت اقدس است ، جلّ و علا زليخا را مقصود از بنا و تصوير آن قصر آن بود كه يوسف چون در آن قصر درآيد و به اطراف و جوانب آن نظر كند و در هر چه بيند همه جمال وى مشاهده كند و سلسلهء عشق و محبّت در حركت آيد ، و مقصود از آفرينش اجرام علوى و اجسام سفلى توجه اين مشت خاك بجناب قدس آن حضرت بوده است « يا ابن آدم خلقت الاشياء كلّها لك و خلقتك للاجل » « 2 » و هر چه خلعت وجودش پوشانيده‌اند ، جام شهودش « 3 » نوشانيده و آئينهء جمال‌نماى « 4 » ذات و صفات خود گردانيده تا عارف در هر چه نگاه كند همهء حسن و جمال محبوب خود بيند چنانچه فقير تو گويد . * * * گر گشائى ديدهء دل حسن او بينى همه * ور ببندى ديدهء بدبين نكو بينى همه آفتابى را كه اندر روزن دل تافته است * با همه ذرات عالم روبرو بينى همه ناظر حق باش در مرآت ذرّات وجود * تا در اين آئينه‌ها ديدار او بينى همه

--> ( 1 ) - الف : جميله . ( 2 ) - ح - د : لاجلى . ظ : لاجلى ( 3 ) - ح - د : جام شهوتش نوشانيده‌اند . ( 4 ) - ح : جمال ذات .